بستن تبلیغات

تربیتی...اموزشی....سرگرمی.....

تربیتی...اموزشی....سرگرمی.....

چگونه با کودکم رفتار کنم××هرگونه برداشت از مطالب وب(چون ساعتها تو نت هستم و این مطالب و جمع اوری میکنم اسم وبلاگ مهمه) با ذکر منبع بلامانع است

لالایی از نوع بازی

لالایی از نوع بازی


چگونه کودک خود را بهتر بخوابانیم؟

اهمیت بازی در زندگی کودک آن چنان آشکار است که نیاز چندانی به استدلال ندارد. بازی نه تنها برای حرکت اندامهای گوناگون بدن، پرورش عضلات و صرف انرژی اضافی، که عدم مصرف آن حساسیت و عصبانیت را در پی دارد، ضروری است، بلکه یاری دهنده کودک در شناخت محیط و تسلط بر آن است. افزون بر آنچه که گفته شد، بازی موقعیتهای مناسب را برای سنجش توانایی های خود در اختیار کودک می گذارد و به وی می آموزد که چگونه میان واقعیت و تخیل تفاوت بگذارد.

 

لالایی از نوع بازی

مزیت های بازی با کودکان:

علاوه بر این از طریق بازی می توان کودکان را به انجام برخی از کارها یا فعالیتها ترغیب کرد. مثلا حتما مشاهده کرده اید که برای خوراندن غذا به کودکان بی اشتها از بازی استفاده می کنند و یا درمان بسیاری از مشکلات روحی در کودکان از طریق بازی درمانی امکان پذیر است.


بازی موقعیتهای مناسب را برای سنجش توانایی های خود در اختیار کودک می گذارد و به وی می آموزد که چگونه میان واقعیت و تخیل تفاوت بگذارد. علاوه بر این از طریق بازی می توان کودکان را به انجام برخی از کارها یا فعالیتها ترغیب کرد.

علاوه بر آن یکی دیگر از دستاوردهای بازی می تواند کمک به خواباندن به موقع کودکان باشد چرا که همین مساله(یعنی به خواب رفتن کودکان) گاه مشکلات فراوانی را برای والدین ایجاد می کند. بنابراین اگر خواباندن کودکتان در هنگام شب، برای شما تبدیل به یک کابوس شده و یا نمی توانید کودکان خود را به موقع به رختخواب بفرستید، توصیه های ما را در این یادداشت مطالعه کنید. در این یادداشت سعی شده است که یک سری بازی و سرگرمی مناسب به شما ارایه شود تا بتوانید کودکان دلبند خود را به راحتی به رختخواب بفرستید. این بازی ها و سرگرمی ها شامل یک سری فعالیتهای عادی است که می توانید هر شب یکی ازآنها را انجام دهید و به این ترتیب کودکان شما راحت تر به رختخواب بروند زیرا این بازیها راحت و البته قابل پیش بینی هستند ولی توجه داشته باشید که هر بازی و سرگرمی را نمی توان در رختخواب با کودکان انجام داد چرا که هدف از اجرای این سرگرمی ها آرام کردن و به خواب بردن کودکان است نه اینکه با انتخاب نادرست بازی و سرگرمی، بیشتر آنها را سرحال کرده و به وجد آوریم.
لالایی از نوع بازی
1- بازی با انگشتان

از انگشتان خود برای بازی با کودکان استفاده کنید. البته می توانید از کتابهایی که در زمینه عروسکهای انگشتی چاپ شده است نیز استفاده کنید هر چند که می توانید این کار را با هزینه کمتر نیز اجرا نمایید و به این ترتیب یک نمایش کوچک برای کودک خود ترتیب دهید.

از انگشتان خود برای ترتیب دادن یک مکالمه با کودک خود استفاده کنید. البته می توانید برای این کار از صداهای مختلف نیز استفاده کرده و به تقلید صدا بپردازید. برای مثال:

انگشت اشاره سمت چپ؛ در نقش پدر یا مادر: الان وقت رفتن به رختخوابه کوچولو

انگشت اشاره سمت راست؛ در نقش کودک: نه مامان، نه هنوز، من بازم می خوام بازی کنم...
2- بازی با لغات

برای کودکان بزرگتر که توانایی هجی کردن(بخش کردن) لغات را دارند، می توانید بازی هجی کردن لغات را اجرا کنید. اول یک لغت را برای کودک خود هجی کنید و سپس در مرحله بعد لغات نوشته شده بر روی کارتهای جداگانه را به کودک خود نشان دهید تا آن را بخواند و سپس هجی کند.البته شما می توانید برای کودک خود داستانی بخوانید و برخی لغات آن را انتخاب کرده و از کودک خود بخواهید که به جای آن لغت، یک لغت مترادف را بکار ببرند.
3- بازی با الفبا

یکی از حروف الفبا را انتخاب کنید مانند حرف"الف" و از کودک خود بخواهید اشیایی را که با این حرف شروع می شوند را نام ببرد. البته برای انجام این بازی می توانید از حروف مختلفی استفاده کنید.
4- بازی با عروسک

همانطور که الان شما کودک خود را در رختخواب می گذارید، کودکتان را تشویق کنید تا عروسک خود را در رختخواب گذاشته، آنها را ببوسد و بخواباند.به این ترتیب کودک شما متوجه می شود که وقت خواب او هم فرا رسیده است.
لالایی از نوع بازی
5- بازی نقاشی

در حالی که کودک شما خوابیده، صفحه محکمی را به او بدهید و از او بخواهید تصویری از اتفاقات روز یا خوابی را که دوست دارد ببیند، بکشد.
6- بازی حدس زدن

برخی از اشیا اطراف کودک خود را انتخاب کنید و از کودک خود بخواهید که سعی کند شی مورد نظر را حدس بزند. البته برای یافتن آن می توانید به کودک خود کمک کنید.

فراموش نکنید که در تمام این مراحل، کودک خود را در رختخواب نگهدارید و نگذارید که از رختخواب خارج شود. اگر تلاش بیشتری کرد، به وسیله این بازیها می توانید کودک خود را در رختخواب نگهدارید و خوابی شاد و آرام را برای کودک خود برنامه ریزی کنید.

منبع:تبیان

[ سه شنبه 6 فروردين 1392 ] [ 15:29 ] [ مامان مریم ] [موضوع : ] [ ]
جبران بی مهری با لوس کردن

جبران بی مهری با لوس کردن


چه کسی نمی خواهد کودک نوپای خود را که پیوسته گریه می کند و جیغ می کشد ، با یک آبنبات ساکت کند؟! وقتی سرتان شلوغ است یا استرس دارید و در حال خرید از فروشگاه محله تان هستید، خریدن یک اسباب بازی برای کودک تان که پیوسته گریه می کند و توجه همه را به شما جلب کرده ، وسوسه انگیز به نظر می رسد.

 

جبران بی مهری با لوس کردن



شاید گاهی اوقات اجازه دهید کودک تان به جای شام متداول، نان و شکلات بخورد و شما هم در محیطی آرام غذای خود را صرف کنید. اگر کودک شما پیوسته می گوید «من این را می خواهم»، شما او را به گونه ای تربیت کرده اید که بدون شک در بزرگسالی دچار مشکل می شود.
وقتی به کودک خود می آموزید چگونه با مشکلات و ناامیدی های ناشی از « نه» شنیدن کنار بیاید ، در آینده هم قادر به حل مشکلات و ناامیدی های بزرگ و کوچک زندگی خود خواهد بود.

بدانید مشکل از کجا شروع شده است


هر قدر هم که این جمله ناراحت کننده باشد ، مقصر اصلی در لوس شدن کودکان، والدین هستند. والدین اغلب برای جبران آنچه خود در کودکی نداشتن یا انجام نداده اند ، برای این که خود را مطمئن سازند که حتما کودکان شان دوستشان دارند یا برای خلاصی از عذاب وجدان درباره برخی کوتاهی ها یا خطاهایی که در حق فرزندان شان کرده اند ، آنها را لوس می کنند. برای مثال اگر پدر یا مادر از خانواده پرجمعیتی باشند که در کودکی همیشه لباس های خواهر یا برادر بزرگ تر خود را می پوشیدند ، در بزرگسالی اگر استطاعت مالی داشته باشند ، سعی می کنند همیشه بهترین لباس ها را برای فرزندان شان بخرند و در خرید افراط می کنند به طوری که کودک اصلا مفهوم لباس نو یا لباس عید را نمی فهمد چون خرید لباس یک امر عادی برای او به حساب می آید.
البته گاهی اوقات، تهیه فوری هر آنچه فرزندان می خواهند ، به نوعی نمایش مادران برای نشان دادن توانایی مالی شان به دیگران یا گفتن این جمله که چه مادر خوبی هستند هم هست. خود شما چند بار شکایت مادرانی را شنیده اید که از تعداد زیاد عروسک ها، ماشین ها و... کودکان شان صحبت می کنند و در عین حال سعی در نشان دادن میزان توانایی مالی خود دارند؟! سعی کنید دریابید دلیل اصلی لوس کردن کودکان تان چیست. از خود بپرسید: آیا خسته هستید؟ آیا پیش از حد تحت فشار و استرس قرار دارید؟ سعی کنید یک راه حل مناسب و سریع برای رفع مشکل خود پیدا کنید. آیا از این که وقت زیادی را با فرزندان تان نمی گذرانید احساس گناه می کنید؟ هر گاه متوجه شدید چه عاملی باعث تمایل شما به لوس کردن فرزندتان می شود ، راحت تر می توانید آن را کنترل و ترک کنید.
پدر و مادر باید در هنگام وضع قوانین با یکدیگر موافق و از قوانین جدید آگاه باشند. چون کودکان در تحریک احساس اطرافیان خصوصا والدین خود تخصص دارند.

قانون وضع کنید

تعلیم و تربیت فرزندان مانند یک سرازیری لغزنده است. در ابتدا به فرزندتان می گویید اگر این کار خوب را انجام دهی، برایت جایزه می خرم اما کم کم این جمله تبدیل می شود به بیا، این جایزه را بگیر و دیگر این کار زشت را انجام نده!! برای پایان دادن به این الگوی تقاضا، پاداش روی می دهد. برای مثال، شما دریافتید در هنگام صرف شام، فرزندتان آرام پشت میز نمی نشیند مگر آن که به او وعده دسر مورد علاقه اش را بدهید. در مرحله بعد شما باید به دلیل رفتار بد کودک یک قانون درست تنظیم کنید برای مثال محدودیت در تماشای تلویزیون یا بازی با کامپیوتر. البته حتما باید سن و قدرت تحمل کودکان را در نظر بگیرید. پدر و مادر باید در هنگام وضع قوانین با یکدیگر موافق و از قوانین جدید آگاه باشند. چون کودکان در تحریک احساس اطرافیان خصوصا والدین خود تخصص دارند. سپس بنشینید و قوانین را برای فرزندتان شرح دهید.

بر اعصاب خود مسلط باشید

چند مرتبه اول که شما قانون جدید را به اجرا در می آورید و به کودک «نه» می گویید ، برای شما ، کودک و هر کس که این مکالمه را می شنود ، بسیار عذاب آور است. به زبان دیگر، اجرای قانون در ابتدا، اعصاب خردکن است. پس کمربندهای را محکم ببندید و سعی کنید حتما هر بار با آرامش و بسیار طبیعی به کودک جواب دهید. اگر شما هر روز در تصمیم خود راسخ باشید ، فرزندتان متوجه می شود که این روشی نیست که بتواند به وسیله آن به خواسته هایش برسد، پس دست از تکرار آن بر می دارد.

بگذارید کودک آرزوی داشتن چیزی را داشته باشد


کودکی خود را به خاطر آورید ، زمانی که تمام طول هفته برای دیدن برنامه تلویزیونی که شنبه ها پخش می شد ، منتظر می ماندید و طی آن روزها نقاشی های شخصیت کارتونی مورد علاقه تان را می کشیدید و دائم در مورد او حرف می زدید. امروز فرزندانمان با خرید DVD کارتون مورد علاقه شان بدون هیچ هیجانی هر روز کارتونی را که دوست دارند، می بینند.در حالی که امروزه، فرهنگ لذت آنی زندگی را به نوعی راحت کرده است اما هیجان انتظار برای رسیدن به آنچه می خواهیم ، کمرنگ شده است.
وقتی کودک عادت می کند هر آنچه را که می خواهد بلافاصله به دست آورد، دیگر هیچ چیز او را هیجان زده نخواهد کرد
گاهی کودک آنقدر لوس می شود که وقتی به دوران نوجوانی رسید برای رسیدن به هیجان به سمت مواد مخدر الکل و... کشیده می شود. آموزش انتظار به کودک، برای انجام کارهای هیجان انگیز به او تمرکز و توجه را یاد می دهد. 2 مهارت بسیار مهم که به کودک در دستیابی به موفقیت در مدرسه کمک بسزایی می کند. یکی از بهترین روش های آموزش انتظار به کودک شمارش معکوس برای رسیدن به آنچه می خواهد است.
به داستانی که کودک در مورد شاهزاده خانم و موهای بلندش – با تمام جزئیات – تعریف می کند، گوش دهید بدون این که حتی یک بار طی این مدت تلفن همراهتان را جواب دهید.

سرگرمی های غیرمادی ایجاد کنید


اکنون کودک شما بقدری خوب رفتار می کند که وسوسه می شوید او را غرق در میلیون ها هدیه لذت بخش کنید. خوشبختانه کارهای زیادی وجود دارد که شما می توانید بدون در نظر گرفتن خطر لوس شدن کودک، آنها را انجام دهید: روی مبل کنار هم دراز بکشید و شما برای او کتاب بخوانید ، به کودک بگویید دوستش دارید، یک ظرف ذرت بود داده بیاورید و با هم فوتبال تماشا کنید ، به داستانی که کودک در مورد شاهزاده خانم و موهای بلندش – با تمام جزئیات – تعریف می کند، گوش دهید بدون این که حتی یک بار طی این مدت تلفن همراهتان را جواب دهید.
علاوه بر اینها، جوایز هفتگی را که در قبال رفتارهای خوب به کودک قول داده اید فراموش نکنید. اگر کودک شما از همه قوانینی که شما تنظیم کرده اید پیروی کرد ، بستنی جمعه شب ها فراموش نشود. وقتی شما به عمق رابطه فرزند با والدین نگاه می کنید، بسیار ساده است: کودک برای لحظه ای در کنار و در آغوش پدر و مادر خود بودن، اسباب بازی مورد علاقه اش را کنار می گذارد و این چیزی است که با پول نمی توان خرید.
منبع: چهاردیواری - با تغییر
تنظیم  :داوودی

[ سه شنبه 6 فروردين 1392 ] [ 15:24 ] [ مامان مریم ] [موضوع : ] [ ]
من میگم : تو خیلی ماهی !!

 

 

من میگم : تو خیلی ماهی !!


گفتار ما و نتیجه‌گیری کودک

تمجید نباید در مورد خصوصیات و صفات شخصیتی کودک صورت گیرد بلکه ما باید از تلاش‌ها و کارهای موفقت‌آمیز کودک تمجید کنیم.
اظهار نظرهای ما بایستی به طریقی مطرح شوند که کودک از آنها نتیجه‌گیری مثبتی درباره شخصیّتش بکند.

 

من میگم : تو خیلی ماهی !!



«کنی» ده‌ساله به پدرش کمک کرد تا زیرزمین خانه را مرتب کند. در جریان این کار، «کنی» می‌بایست میزکار سنگینی را جابجا می‌کرد.

پدر: «این میز کار خیلی سنگین است، آدم به سختی می‌تواند جابجایش کند.»

«کنی» (مغرورانه): «اما من جابجایش کردم، پدر.»

پدر: « زور زیادی می‌خواهد، پسرم.»

«کنی» (در حالی که بازو گرفته است): «من قوی هستم، پدر.»

در مثال فوق، پدر درباره دشواری این کار اظهار نظر کرد و این خود کودک بود که نتیجه‌گیری درباره قدرت فردی‌اش را انجام داد. اگر پدر به پسرش گفته بود: «تو چقدر قوی هستی، پسرم»، «کنی» شاید جواب داده بود: «نه پدر، من قوی نیستم. در کلاس قویتر از من هست.» و شاید بگو مگویی بی‌حاصل، اگر نه تند و تیز، به دنبال آن صورت می‌گرفت.


اظهار نظرهای خاموش و تصویری که کودک از خود می‌سازد

تمجید از دو بخش تشکیل می‌شود:

گفتار ما و نتیجه‌گیری‌های کودک.

گفتار ما باید به‌طور واضح نشان بدهد که ما تلاش، کار، موفقیت، یاری، توجه و یا آفرینش‌های او را ارج می‌نهیم. گفتار ما بایستی شبیه یک پرده نقّاشی سحرآمیز باشد که کودک فقط بتواند تصویری مثبت از خودش بر روی آن بکشد. این مورد در نمونه‌های زیر نشان داده شده است:

تمجید مفید: «ممنونم که ماشین را شستی، حالا باز هم نو به ‌نظر می‌رسد.»

نتیجه‌گیری احتمالی کودک: «من کار خوبی انجام دادم. از کارم قدردانی کردند.»

(تمجید غیرمفید: «تو یک فرشته‌ای.»)

تمجید مفید: «از کارت تبریکی که به من دادی، خوشم آمد. خیلی قشنگ و دوست داشتنی بود.»

نتیجه‌گیری احتمالی کودک: «من خوش سلیقه‌ام و می‌توانم به انتخاب‌هایم اعتماد کنم.»

(تمجیدغیر مفید: «تو همیشه این‌طور با ملاحظه هستی.»)

تمجید مفید: «شعرت حرف دلم را می‌گفت به خدا.»

نتیجه‌گیری احتمالی کودک: «خوشحالم که می‌توانم شعر بگویم.»

(تمجید غیرمفید: « در حد سن خودت شاعر خوبی هستی.»)

تمجید مفید: «قفسه کتابی که درست کردی قشنگ بنظر می‌آید.»

نتیجه‌گیری احتمالی کودک: «من فرد با لیاقت و شایسته‌ای هستم.»

(تمجید غیرمفید: «توچه نجّار خوبی هستی.»)

تمجید مفید: «نامه‌ات خیلی خوشحالم کرد.»

نتیجه‌گیری احتمالی کودک: «پس من می‌توانم سبب خوشحالی دیگران شوم.»

(تمجید غیرمفید: «وقتی به نامه‌هایت توجه می‌کنم، می‌بینم تو خارق‌العاده‌ای.»)

تمجید مفید: «از اینکه امروز ظرف‌ها را شستی خیلی ازت ممنونم.»

نتیجه‌گیری احتمالی کودک: «من مفید واقع می‌شوم.»

(تمجید غیرمفید: «تو بهتر از پیشخدمت‌مان این کار را انجام دادی.»)

تمجید مفید: «ازت متشکرم که گفتی زیادی به تو پول داده‌ام. من ارزش زیادی برای این عملت قائل هستم.»

نتیجه‌گیری احتمالی کودک: «خوشحالم که امین و درستکار بودم.»

(تمجید غیرمفید: «تو چه بچه درستکاری هستی.»)

تمجید مفید: «ایده‌هایی جدید از انشای تو کسب کردم.»

نتیجه گیری احتمالی: «من می‌توانم ایده‌هایی جدید از خودم ارائه دهم.»

(تمجیدغیرمفید: «نسبت به پایه‌ات خوب می‌نویسی. البتّه، هنوز خیلی چیزها هست که باید یادبگیری.»)

این قبیل اظهار نظرهای توصیفی و نتیجه‌گیری‌های مثبت کودک، پایه‌های اساسی و حیاتی سلامت روانی کودک هستند.
هر چه را که کودک در پاسخ به گفته‌های ما درباره خودش نتیجه‌گیری می‌کند، بعدها در سکوت پیش‌خودش بازگو می‌کند.

اظهار نظرهای واقعی و مثبتی که کودک در درون خود تکرار می‌کند، تا حد زیادی، تعیین کننده نظر خوب او نسبت به خودش و دنیای پیرامونش هستند.

ادامه دارد....

منبع: کتاب:رابطه ی والدین با فرزندان (راه حل های جدید برای مسائل قدیمی)

نویسنده:دکتر هایم جی.گینات
ترجمه:سیاوش سرتیپی

منبع:تبیان

[ سه شنبه 6 فروردين 1392 ] [ 15:23 ] [ مامان مریم ] [موضوع : ] [ ]
نج باور اشتباه پدرانه

٥نج باور اشتباه پدرانه

 

 

۵ باور اشتباه پدرانه - آکا

 مردان جوان معمولا در مورد پدر شدن عقاید و ایده‌هایی در ذهن دارند. این ایده‌ها معمولا یا از پدر خودشان یا از جامعه به آن‌ها رسیده است که متاسفانه تمام آنها درست نیست. در واقع پدر شدن اصول و قواعد خاصی ندارد و هر مردی براساس توانایی‌ها و شرایطی که دارد می‌تواند پدر خوبی باشد. طی دوران بارداری همسر و در طول ۳ سال اول زندگی کودک، مردان مرتب تغییر می‌کنند و هویت پدر بودن به تدریج در آن‌ها شکل می‌گیرد. در این مطلب به ۵ باور اشتباه اشاره می‌کنیم که در ذهن بیشتر مردان درباره پدر بودن شکل گرفته است.
باور شماره یک: تنها نیاز‌ها و احساسات مادر قابل‌توجه است
تغییرات قابل‌توجه بدن در دوران بارداری و بعد دردهای ناشی از زایمان معمولا باعث می‌شود تمام توجه‌ها به سمت مادر جلب شود. مردان معمولا فکر می‌کنند باید به سلامت و احساسات همسرشان در دوران بارداری و زایمان اهمیت زیادی بدهند و احساسات خودشان را سرکوب کنند، اما این موضوع درست نیست. لازم است مردان نیز در رابطه با احساسات‌شان از جمله احساس اشتیاق یا ترس با همسرشان صحبت کنند. بیشتر مردان در مورد سوالاتی که دارند چیزی نمی‌گویند تا مبادا بر نگرانی و ترس همسرشان اضافه شود اما این کار صحیح نیست. زنان صحبت کردن و مبادله اطلاعات را دوست دارند و از این‌که همسرشان خود را با ‌آن‌ها نزدیک بداند، لذت می‌برند. خوب است آقایان در رابطه با این مسائل با دیگر پدران جوان صحبت کرده یا چند کتاب و مقاله بخوانند.
باور شماره دو: نوزاد تازه به دنیا آمده نیازی به پدر ندارد.
رابطه فوق‌العاده نزدیک مادر و نوزاد بعد از تولد این حس را به مرد القا می‌کند که نوزاد نیازی به او ندارد. این باور کاملا اشتباه است. پدر نقش مهمی برای فرزند دارد و بودن اوست که به کودکش احساس راحتی و امنیت‌خاطر می‌دهد. پدر باید سعی کند این ارتباط را از‌‌ همان بدو تولد با نوزاد آغاز کند. می‌تواند وظایفی مثل بادگلو گرفتن یا عوض کردن پوشک و لباس‌ها یا خواباندن نوزاد را بر عهده داشته باشد. به این ترتیب فرصت استراحت بیشتری به همسرش می‌دهد و رابطه‌اش با نوزاد قوی‌تر می‌شود.
باور شماره سه: مرد‌ها بلد نیستند از نوزادشان مراقبت کنند
این باور دروغی بزرگ است که نه تنها سبب دوری پدر از نوزاد می‌شود بلکه اضطرابی در مادر هم ایجاد می‌کند. تمام مردان و زنان به طور ذاتی می‌توانند پدر و مادر باشند و از فرزندشان نگهداری کنند. هر مردی که مدتی با نوزادش وقت بگذراند به راحتی متوجه نیازهای او شده و می‌تواند آن‌ها را برطرف کند.
باور شماره چهار: مردی که به خانواده می‌پردازد در زندگی حرفه‌ای‌اش موفق نیست!
باور اشتباهی در جامعه وجود دارد و آن اینکه مردانی که بیکارند یا در حرفه خود موفق نیستند توجه بیشتری به زن و بچه خود دارند. خوشبختانه تفکرات در حال نو شدن است و امروزه می‌دانیم مردانی که توجه بیشتری به فرزندان‌شان دارند اهداف‌شان برای موفق شدن در حرفه‌شان نیز قوی‌تر و پررنگ‌تر است و معمولا برای دست‌یابی به این اهداف بیشتر تلاش می‌کنند.
باور شماره پنج: هر مردی آینه تمام‌نمای پدرش است
برای هر مردی وقتی پدر می‌شود، پدرش هویت جدیدی پیدا می‌‌کند. این موضوع کاملا طبیعی است که هر مردی خود را به پدرش نزدیک‌ کند و در راه او قدم بردارد اما همیشه پدر الگوی دقیقی برای فرزندش نیست. در واقع پدر هر مردی تاثیری قابل‌توجه بر او دارد اما دیگر مردان به ویژه معلمان، دوستان، عمو، برادر و... نیز می‌توانند هویت او را به عنوان یک پدر شکل دهند. درواقع آنچه از هر مردی یک پدر خوب می‌سازد تصمیم‌هایی است که برای بهتر شدن وضعیت خانواده‌اش می‌گیرد. پدر شدن نقشی است که هر مردمی بر حسب توانایی‌ها و امکاناتش به تدریج آن را می‌سازد و از شرایط برای ایجاد این هویت کمک می‌گیرد.
• چگونه با این ۵ باور اشتباه مقابله کنیم؟
۱- لحظه‌ای فکر کنید که چگونه می‌توانید پدر خوبی برای فزرندتان باشید. در رابطه با احساسات و عقایدتان با همسرتان و دیگر پدران جوان صحبت کنید.
۲- از‌‌ همان ابتدای تولد وظایفی را در قبال فرزند به عهده بگیرید و حرف زدن با او را فراموش نکنید.
۳- کارتان را به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنید که بتوانید زمان بیشتری را با نوزادتان بگذرانید.
اخلاق‌های خوبی را که در پدر، معلمان، عمو یا دوستان‌تان سراغ دارید جمع کنید تا از آن‌ها در شکل‌گیری هویت پدرانه خود استفاده کنید.
منبع 

Jeune papa

 
گردآوری گروه کودک اکاایران

 

[ سه شنبه 6 فروردين 1392 ] [ 15:20 ] [ مامان مریم ] [موضوع : ] [ ]
از پوشک گرفتن بچه و آموزش لگن(کی و چگونه؟)

شاید این مسئله دغدغه خاطر بسیاری از مادران عزیز باشه (برای من هم اینگونه بود)اما داشتن اطلاعات مفید در این زمینه  میتونه کمک بزرگی برامون باشه.
در کتاب همه کودکان تیزهوشند اگر...مطلبی خواندم که عینا منتقل میکنم:
"هیچ دو کودکی کنترل ادرار را در یک سن بدست نمی آورند.زمان واقعی آن هنگامی است که کودک آماده باشد.منظور از  آماده بودن زمانی ست که مغز,اعصاب و عضلات به اندازه کافی رشد کرده باشند.به ندرت ممکن است قبل از سن 15 تا 18 ماهگی اعصاب تکامل یافته باشند وعضلات به آنها پاسخ دهند.بنابراین به خاطر کودکتان قبل از این سن انتظار نتایج مهمی از نشستن روی لگن نداشته باشید.
اگر مصمم باشید آموزش لگن را از سن پایین شروع کنید احتمال بروز مشکلات بیشتر است."
به نی نی 9 ماهه زور نکنید!!
کنترل مدفوع معمولا قبل از کنترل ادرار حاصل میشود ولی زمان بدست آوردن آن متغیرتر است.بعضی کودکان به خصوص پسرها ممکن است تا پس از دو سالگی هیچ نشانه ای از کنترل آن نشان ندهند.این موضوع نشان میدهد که محدوده طبیعی برای زمان بدست آوردن کنترل مدفوع چقدر وسیع است.
بنابراین نقش شما این است که اجازه دهید کودکتان با سرعت خاص خودش رشد کند و هر وقت موفق شد تمیز بماند او را تحسین کنید و اگر خود را کثیف کرد جار و جنجال راه نیندازید.اگر آموزش رو شروع کردین,بهتره وقفه نندازید تا کودک سردرگم نشه.مهمه که روال آموزش منظم و پشت سر هم باشه.
در مواقعی مثل زمان بعد از غذا خوردن,بچه رو روی لگن بنشونید(کلا زمانهایی که احتمال موفقیت بیشتره) و از وسایلی مثل کتاب یا اسباب بازی برای تشویق به نشستن استفاده کنید
منم از این روش برای امیر مهدی استفاده کردم.البته یه هفته ای طول کشید و هر  ١٠ دقیقه دستشویی تا یاد بگیره.

.نکته بعدی اینه که احساس کنیم سن بچه برای این آموزش مناسیه...خواهش میکنم به حرفهای خاله جان و دختر عمه جان و همسایه و..اهمیت ندین...بچه ها کاملا با هم متفاوتن و سن مناسبشون برای هر نوع اموزشی هم متفاوت..ممکنه بچه شما از هر نظر با دختر خاله اش هم سو رشد کرده باشه ولی تو این مورد چند ماه دیرتر..این ابدا نگران کننده نیست و کاملا طبیعیه..

پس سن مناسب رو پیدا کنین..مثلا سنی مناسبه که بچه بتونه حدااقل دو سه ساعت خودش رو خشک نگه داره..یعنی بچه ای نباشه که  هر نیم ساعت یه بار نیاز به تعویض پوشک پیدا میکنه...یا اینکه تقریبا متوجه بشین که بچه تونسته یه نظمی به مجاری ادراری و روده اش بده...مثلا روزی فلان بار و تقریبا در این ساعتها اجابت مزاج میکنه...منظورم اینه که خیلی به هم ریخته و بی نظم نباشه..اینها نشون میدن بچه تقریبا اماده است برای این آموزش حساس...میگم حساس نه برای اینکه نگرانتون کنم..بلکه برای اینکه    بدونین این آموزش یکی از آموزشهای مهم زندگی بچه است..به استقلال و حس بزرگ شدنش کمک میکنه...باعث میشه والدین آرامش بیشتری توی زندگی داشته باشن و با انرژی بیشتری به فکر باقی آموزشهای بچه باشن و اینکه زیادی سخت گیری کردن یا برعکس آسون گیری توی این اموزش میتونه عواقب طولانی مدتی داشته باشه..

فروید معتقد بود:سن 2 سالگی تا 3-4 سالگی سن دوره مقعدیه...یعنی میگفت انرژی زندگی توی این قسمتها متمرکز میشه..بچه از نگه داشتن و ناگهانی دفع کردن  ادرار یا مدفوع خودش خیلی لذت میبره...اگه والیدن برای اینکار کودک رو رها کنن و بذارن هر کاری دلش خواست بکنه بچه ای در آینده شلخته..دمدمی مزاج و ریخت و پاشی در کارها و رفتارها و تصمیماتش خواهند داشت...و در صورتی که خیلی سخت گیری شدید کنن و مدام بچه رو برای اجابت مزاج تحت فشار بذارن..بچه ای وسواسی..خسیس..و خیلی سخت گیر و زیادی دقیق خواهند داشت...پس افراط و تفریط توی این دوران هر دو غلطن...
حالا اطلاعات ديگه که از سايت هاي مختلف جمع کردم.
آیا کودک برای از پوشک گرفتن آماده است؟
با بزرگ شدن کودکتان برای خیلی چیزها در مورد نوزادی و نوپا بودن او دلتنگ خواهید شد. اما مطمیناً عوض کردن پوشک یکی از آنها نخواهد بود. به طور متوسط اغلب کودکان در حدود 2 سالگی از لگن برای توالت کردن، استفاده می کنند. معمولاً دختران سریع تر از پسران از پوشک گرفته می شوند.به طور متوسط اغلب کودکان در حدود 2 سالگی از لگن برای توالت کردن، استفاده می کنند. البته آموزش توالت رفتن نیز مانند همه جوانب دیگر رشد و نمو کودک، در کودکان مختلف متفاوت می باشد. تا حدود 20 ماهگی مثانه کودک خیلی تند تند خالی می شود، بنابراین برای او مشکل است که ادرار خود را تا رسیدن به توالت نگه دارد.
بگذارید کودکتان خود به شما نشان دهد که برای استفاده از لگن آماده است. اگر دوست شما می گوید که بچه او از یک سالگی شروع به توالت کردن روی لگن کرد یا مادر شما می گوید فلان زمان برای گرفتن از پوشک مناسب است، تحت تأثیر قرار نگیرید. شما خود می دانید که کودکتان چه موقع آماده است. برخی از والدین ترجیح می دهند که این مرحله را در فصل گرم شروع کنند تا کودک بتواند با لباس سبک تری در خانه باشد و در موقع لزوم بتواند راحت تر به دستشویی برود.
.
نشانه های فیزیکی:
· در هنگام راه رفتن و یا حتی دویدن می تواند تعادل خود را حفظ کند.
· در هر بار ادرار کردن مقدار ملاحظه ای مایع دفع می کند.
· در ساعاتی مشخص از روز مدفوع می کند.
· حدود سه تا چهار ساعت در روز پوشکش را خشک نگه می دارد. که به این معنی است که عضلات مثانه اش به اندازه ای قوی هستند که بتوانند ادرارش را نگه دارند.
.
نشانه های رفتاری:
· در حدود 2 تا 5 دقیقه می تواند به آرامی در یک وضعیت بنشیند.
· قادر به بالا و پایین کشیدن شلوارش می باشد.
· بلافاصله پس از کثیف کردن پوشکش از شما می خواهد که او را عوض کنید.
· وقتی که شما همسرتان یا خواهر و برادرش به توالت می روید، کنجکاوی و علاقه نشان می دهد.
· برای مدفوع کردن عادات خاصی دارد. بعنوان مثال دو زانو می نشیند و یا صدای خاصی از خود در می آورد.
· تمایل دارد تا در کارهایش مستقل عمل کند.
· در صورت انجام یک کار جدید به خود افتخار می کند.
· نسبت به آموزش توالت کردن مقاومت و یا مخالفتی نشان نمی دهد.
.
نشانه های ادراکی:
· قادر به پیروی راهنمایی های ساده می باشد. مثلاً اگر به او بگویید آن توپ را به من بده، آنرا انجام می دهد.
· قادر به ادای کلماتی برای ادرار و مدفوع می باشد که شما متوجه آنها می شوید.
· می داند هر چیز باید سرجای خودش قرار گیرد.
· قادر است دستشویی اش را تا زمانیکه به لگن می رسد نگه دارد.

منبع :نی نی لند

و در اخر
برای فهماندن عمل توالت رفتن می توانید برای او عروسکهایی تهیه کنید که قادر به ادرار کردن می باشند. امروزه عروسکهایی وجود دارند که از شیشه شیرشان آب یا مایعی دیگر می نوشند و سپس با قرار گرفتن بر روی لگنشان آنرا دفع می کنند. برای کودکتان توضیح دهید که برای عروسک چه اتفاقی می افتد و به او بگویید که مایعاتی که او می خورد نیز نیاز دارند که از بدنش بیرون آیند. به این ترتیب او دید بهتری نسبت به آموزش توالت رفتن پیدا کرده و کمتر از این کار ترسیده و یا نسبت به آن نگرانی نشان می دهد.
.
سعی کنید از توالت رفتن و نشستن روی لگن یک بازی درست کنید. به این ترتیباو حتماً سعی در همکاری خواهد کرد. به طور مثال می توانید از رنگهایخوراکی استفاده کرده و یک قطره رنگ خوراکی آبی را توی لگنش بریزید. سپس بهاو نشان دهید که با ادرار کردن توی لگنش آن قطره به رنگ سبز تبدیل می شود.همچنین می توانید در لگنش برای او نشانه ای برای هدف گیری قرار دهید.مثلاً یک تکه دستمال توالت توی لگنش بگذارید و از او بخواهید که با ادرارکردن روی آن، آنرا خیس کند.

ابزار دیگری که برای تشویق کودک برای توالت رفتن می توانید استفاده کنید،یک جدول به زیبایی طراحی شده و برچسبهای ستاره می باشد. بر روی یک کاغذطرح دار یا رنگی یک جدول برای او بکشید و هر بار که او برروی لگنش نشست یکستاره در یکی از خانه های جدول قرار دهید. کم کم تنها زمانی در جدولشستاره بچسبانید که او از لگن به جای پوشک استفاده کند و هر موقع که همهجدول او پر از ستاره شد برای او یک جایزه کوچک (می تواند خوراکی یا اسباببازی باشد) تهیه کنید. به یاد داشته باشید که خانه های جدولتان زیاد نباشدزیرا که صبر و حوصله کودکان در این سن کم است.

برای او کتابهایی راجع به آموزش توالت بخوانید و یا دی وی دی یا فیلم هاییدر ارتباط به این موضوع را به او نشان دهید. می توانید هنگامی که او رویلگن نشسته است نیز کتابها را در اختیارش قرار دهید تا عکسهایش را نگاه کند.
· پس از هر بار استفاده از لگن برای او دست زده و زباناً او را تشویق کنید و به او بگویید که چقدر بچه زرنگ و باهوش است.

[ دوشنبه 4 مهر 1390 ] [ 11:57 ] [ مامان مریم ] [موضوع : ] [ ]
معرفی کتاب داستان کودکان

[تصویر: attachment.php?attachmentid=23487&st...1310471865] سری کتاب های "قصه های فرانکلین "از کتاب قصه های آموزنده و مفید برای کودکان هست که هم نقاشی های زیبایی داره و هم قصه هاش کمی طولانی تر هست.

نویسنده کتاب:پالت بورژوا

دارنده ی لوح سپاس از ششمین جشنواره ی کتابهای آموزشی رشد

____________________________________________________________

[تصویر: attachment.php?attachmentid=23488&st...1310472695] کتاب "دایرِة المعارف کودکان "کتابی بسیار مفید با مطالب آموزنده به زبان ساده برای کودکان.




نویسنده:لورکامبورناک ،فرانسوا دوگیبر

مترجم:مهدی ضرغامیان


کتاب های مشابه :دایرة المعارف چرا ای شگفت انگیز - پاسخ به چرا های من -فرهنگ فارسی کودک -

_________________________________________________________________
[تصویر: 1973-disneyland-records-robin-hood-story-and-songs.jpg] کتاب بعدی:

کتاب رابین هوود

اثر: جان کالینز

____________________________________________________________

مي مي ني (12جلدي)
[تصویر: 8202L.jpg] نوشته:
ناصر كشاورز[کتابها] مجموعه کتاب های "می می نی"قصه هایی است که به صورت شعر می باشد و درباره بچه میمون بازیگوشی است که داستان های زیبایی را بیان می کند.
در هر کتاب رفتار خاصی از "می می نی"سر می زند و یا حادثه ای برای او پیش می آید که در نهایت نکته مفیدی را به او یاد می دهد.

قسمتهایی از اشعار کتاب:
دندونای می می نی
درد می کنه خرابه
چرا؟الان می گم من
قصه ش تو این کتابه....

[تصویر: 2521971422061736991152412491509786242170233.jpg]

کی می دونه می می نی

الان دلش چی می خواد؟

-یه بستنی چوبی

وای،دهنم آب افتاد...

[تصویر: 1651736812398471082124464193229402498536.jpg]

به به چه توپ خوبی

مامان برام خریده

ببین چه گرد و نرمه!

خیلی مدل جدیده...

[تصویر: 14021021514419711716919616655140102219345940.jpg] 

[ دوشنبه 24 مرداد 1390 ] [ 13:27 ] [ مامان مریم ] [موضوع : بازی و سر گرمی] [ ]
با من درست حرف بزن

با من درست حرف بزن

برقراري ارتباط صحيح با فرزندان يكي از مهارت‌هاي زندگي است كه بايد آن را بياموزيم

جام جم آنلاين: بيشتر افراد تصور مي‌كنند بچه‌ها تا يك سالگي و زماني كه با كلمات قابل تشخيص سخن نگويند، نمي‌توانند ارتباط برقرار كنند كه اين تصوري اشتباه است.

جنين پيش از تولد و هنگامي كه در رحم قرار دارد، مي‌تواند در سطح ابتدايي ببيند، بشنود، تجربه كند، بچشد و به خاطر بسپارد، مهم‌تر از همه او مي‌توانداحساس كند. بنابراين مشخص است كه ارتباط به صورت كلامي يا غيركلامي با كودكي كه در رحم قرار دارد، ارزشمند است. ارتباط كلامي مادر با كودك بهترين نوع يادگيري و ارتباطي است كه پيش از تولد صورت مي‌گيرد چرا كه كودك شيوه تكلم مادر را در رحم تقليد مي‌كند و از اين رو پيش از تولد گفت و شنود را مي‌آموزد. از طرف ديگر گفت‌وگوي اوليه غيركلامي در رحم، يكي از مهم‌ترين مراحل در گفت‌وگويي است كه در طول زندگي خود تجربه خواهيم كرد چرا كه تاثير آن بر شخصيت آينده ما فوق‌العاده چشمگير است. بنابراين يك مادر مي‌تواند با گفت‌وگو با كودكي كه در رحم دارد، بر رشد او تاثير بگذارد. كودك مي‌تواند بشنود و به آن چه كه گفته مي‌شود، واكنش نشان دهد، اين يعني يك ارتباط واقعي. بعدها بچه‌ها در سنين 3 تا 4 ماهگي به طور شفاهي ارتباط برقرار مي‌كنند. آنها از طريق صداهايي كه ايجاد مي‌كنند با والدين ارتباط برقرار كرده و اين ارتباط تقريبا تا 9 ماهگي كه صداها به صورت ممتد و پيوسته درمي‌آيند، ادامه پيدا مي‌كنند. والدين بايد به اين مهم توجه داشته باشند كه بچه‌ها به طور غريزي نمي‌دانند كه چطور بايد افكار و احساساتشان را بيان كنند همچنين آنان به طور خودكار، آماده گوش دادن به دستورها و پيروي از آنها نيستند به همين دليل آنها بايد براي انجام اين مسووليت آموزش ببينند و والدين در اغلب مواقع مجبورند روش‌هاي ارتباطي خود را بهبود بخشند. در واقع باز نگهداشتن پل ارتباطي ميان والدين و كودكان فوق‌العاده مهم است. ما از طريق ايجاد ارتباط صحيح از كودكان‌مان مي‌خواهيم تا افكار و احساساتشان را با ما در ميان بگذارند تا بتوانيم آنها را درك كرده و در بحران‌هاي زندگي به آنها كمك كنيم. ما از آنها مي‌خواهيم به جاي آن كه واكنش منفي نشان دهند، احساسات خود را به طور مناسب بيان كنند. از آنها مي‌خواهيم كه به حرف ما گوش كنند و كاري را كه از آنها مي‌خواهيم انجام دهند.

گوش دادن صحيح

گوش دادن به شيوه‌اي موثر، در واقع نوعي مهارت است. مهارتي كه به والدين قابليت و قدرت تصدي مسووليت ارتباط با كودكشان را مي‌دهد. گاهي پيدا كردن يك وقت مناسب براي گوش دادن به حرف‌هاي كودكان مشكل است ولي والدين اگر به برقراري يك ارتباط خوب مي‌انديشند و مي‌خواهند پيوندهاي ارتباطي خوبي با فرزندانشان داشته باشند، انجام اين كار براي آنها ضروري است.

زماني كه به عنوان پدر يا مادر قصد برقراري ارتباطي موثر را با فرزند خود داريد بايستي سعي كنيد روي درك احساس فرزندتان تمركز كنيد. در اين مرحله آرامش خود را حفظ كرده و به خود بگوييد كه مي‌خواهيد احساسات كودكتان را كاملا درك كنيد، نه اين كه فقط وضع موجود را عوض يا كنترل كنيد. لازم است به كودك اجازه بدهيد تمام حرف‌هايش را بزند و تا قبل از اتمام صحبت‌هاي او نبايد صحبت كنيد يا تصميم بگيريد. نكته مهم ديگر اين است كه ما به عنوان پدر يا مادر ملزم نيستيم فقط وارد ارتباط كلامي با فرزندانمان شويم؛ مي‌توانيم از تماس چشمي، لبخند، نگاه پرمعنا و حتي قدم زدن با او استفاده كنيم.

شايد بتوان به وسيله يك نگاه يا يك لبخند، بوسيدن به موقع كودك يا يك رابطه غيركلامي صحيح اثراتي را ايجاد كرد كه هرگز به وسيله يك ساعت جدل و گفت‌وگو نتوان اين كار را انجام داد. والدين در روش درست گوش دادن بايستي از امر و نهي كردن بپرهيزند. مثلا به جاي اين كه به كودك بگوييم «تو باز هم شلختگي كردي» بهتر است بگوييم «من دوست ندارم لباس‌هاي كثيف كف زمين باشد.» به اين ترتيب كودك هم تحقير نمي‌شود. در ارتباط با كودكانمان بايد دقت كنيم كه آنها نياز به همدلي و همدردي و درك واقعي دارند. نياز دارند ما وقت صرفشان كنيم و با دقت به آنها نگاه كنيم و بشنويم. در اينجا مهم گوش دادن واقعي و صميمانه است. به عبارت ديگر، ابراز همدردي بايد كودك را به سخن گفتن و تخليه هيجانات وادار كند نه اين كه علامتي براي خاتمه بحث باشد. به خصوص زماني كه كودك واقعا دلخور و عصبي است. به بيان ديگر، در شيوه شنيدن واقعي و موثر، هرجا كه واقعا قادر به درك يا تفسير بيانات كودك نيستيم، تامل كنيم و از او بخواهيم تا واضح‌تر توضيح دهد.

توجه كنيد زماني كه هنوز صحبت‌هاي كودكتان كاملا تمام‌نشده نبايد جواب بدهيد چرا كه آنان بايد بيان افكار و احساساتشان را تمرين كنند تا هويتشان شكل بگيرد و احساسات سركوب‌شده خود را رها كنند. برخي از والدين تصور مي‌كنند كه با گوش دادن به صحبت‌هاي فرزندانشان در واقع آنان را گستاخ مي‌كنند و ممكن است هرچه به زبانشان مي‌آيد، بيان كنند. يا اين‌كه اگر به فرزندانشان بادقت گوش كنند، در واقع خواسته‌هاي آنان را پذيرفته‌اند. اين نگراني‌ها، مخصوص والديني است كه به اقتدار، قدرت و تسلط خود مشكوك‌ هستند. والدين موظفند شيوه گفت‌و‌گوي محترمانه را به كودكانشان آموزش دهند و اين امر با رعايت ادب و آرامش توسط خود آنها ميسر است.

از طرفي اگر كودك صحبت كردن را تجربه نكند و والدين نيز تمايلي به شنيدن واقعي نداشته باشند، كودك رنجش عميقي را حس مي‌كند و نمي‌داند با احساسات سركوب‌شده‌اش چه كند. چنين كودكي ممكن است مطيع و فرمانبردار خوبي باشد ولي قلبا احساس مي‌كند كه به او بي‌توجهي و بي‌احترامي شده است.

پاره‌اي از عادات ناپسند

شستشوي مغزي: ما هر روز بدون آن‌كه آگاه باشيم،‌ فرزندانمان را شستشوي مغزي مي‌دهيم. مطالعات علمي نشان مي‌دهند براي شستشوي مغزي لازم نيست كسي را به حالت خلسه ببريم. اگر حرفي به اندازه كافي تكرار شود، در ذهن ناخودآگاه نقش مي‌بندد. براي بسياري از والدين فرصت‌هاي زيادي پيش مي‌آيد تا به ذهن ناخودآگاه كودك خود پيام‌هاي منفي يا مثبت ارسال كنند. براي مثال، اگر هنگامي كه فرزندتان در حال تماشاي تلويزيون است يا روي نوعي بازي تمركز دارد، به طور مرتب به او گفته شود كه بچه زرنگي است، كودك باور نيرومندي پيدا مي‌كند كه زرنگ است و از اين رو رفتار فردي زرنگ را از خود نشان مي‌دهد. يا اگر به دفعات به او بگوييد كه او كودن است، او آن را باور خواهد كرد. پس كلمات شما مي‌تواند سازنده يا مخرب باشد. هرچه باشد شما بزرگ‌تر و قوي‌تر هستيد پس حق با شماست.

سركوفت زدن: سركوفت زدن يك نوع بدزباني آشكار، صريح و مستقيم است كه اغلب والدين نسبت به فرزندانشان انجام مي‌دهند. برخي از شايع‌ترين سركوفت‌ها اين است كه به فرزند خود بگوييد او كودن، احمق، زشت يا چاق است و هرگز به جايي نخواهد رسيد. يا رفتار بدي كه وي در گذشته مرتكب شده است را به او يادآوري كنيد يا در حضور دوستان و همسن و سالانش، وي را تحقير كنيد و به نوعي به تقويت باورهاي منفي وي در مورد خودش بپردازيد.

گوشه و كنايه زدن: برخي از انواع ديگر بدزباني به صورت نامحسوس ادا مي‌شود كه شكل غيرمستقيم بدزباني است. معمول‌ترين اين بدزباني، استفاده از شوخي مانند گوشه و كنايه زدن يا سربه‌سر گذاشتن مي‌باشد. بعضي از والدين با استفاده از همين روش در مكان‌هاي عمومي از فرزندان خود انتقاد مي‌كنند و سپس مي‌گويند كه شوخي كرده‌اند. اين كار حيله بي‌رحمانه و ظالمانه‌اي در حق كودك است؛ چراكه هرقدر هم كه وانمود كنيد كه شوخي كرده‌ايد، نمي‌توانيد رفتارتان را توجيه كنيد و متاسفانه بيش از آنچه كه فكر كنيم، اين رفتار رواج دارد.

قضاوت‌ كردن: متداول‌ترين اسلحه كلامي كه عليه بچه‌ها در همه سنين مورد استفاده قرار مي‌گيرد، قضاوت كردن است. بسياري از والدين بدون آگاهي نسبت به رفتار خويش اين كار را انجام مي‌دهند. قضاوت درباره كودك، روش زيركانه‌اي براي كنترل اوست؛ اما نتيجه‌اي جز احساس دلسردي، سرزنش، نااميدي و طردشدگي در كودك به بار نمي‌آورد. يكي از را‌ه‌هاي قضاوت كردن، تحقير يا كوچك شمردن افكار و احساسات و موفقيت‌هاي كودك است. با اين كار به كودك خود مي‌گوييم كه احساسات، ايده‌ها و رفتار او خوب نيستند و او آدم بي‌ارزشي است. بيشتر بچه‌ها از ترس اين‌گونه قضاوت‌ها با گوشه‌گيري و قطع ارتباط با والدينشان، واكنش نشان مي‌دهند.

عيب‌جويي كردن: عيب‌جويي نوع ديگري از قضاوت است. والدين عيب‌جو اين نياز دائمي را در خود احساس مي‌كنند تا مرتب از كودك ايراد بگيرند و «بايدها» را به او گوشزد كنند. اين انتقاد دايمي بسيار فلج‌كننده است. بسياري از والدين عيب‌جو، كمال‌گراياني هستند كه انتظارهاي غيرواقعي از خود و فرزندانشان دارند. اين عيب‌جويي مي‌تواند به صورت كلامي و غيركلامي ابراز شود. گاهي يك نگاه حاكي از عدم رضايت، جانشين بسياري از كلمات نامهربانانه و غيرمشوقانه مي‌شود. عيب‌جويي نه‌تنها از نظر هيجاني به كودك آسيب مي‌رساند بلكه به او مي‌آموزد تا نسبت به رفتار ديگران نيز عيب‌جو باشد. عيب‌جويي كودك را به كناره‌گيري از والدين تشويق مي‌كند و گاه سبب مي‌شود تا كودك خشم و ترس خود از آنان (والدين) را به صورت تنفر يا پرخاشگري نشان دهد.

برقراري ارتباط صحيح

ما به هنگام برقراري ارتباط با بزرگسالان مجبور هستيم آنها را در نظر بگيريم، با آنها هماهنگ شويم و خواسته‌هايمان را به طور صريح بيان كنيم، اما در ارتباط با كودكان، اين فرد بزرگسال است كه بر اساس ساختار سنتي ارتباط بزرگسال با كودك، كودك را هدايت مي‌كند و وي را به سمت برقراري ارتباط آمرانه و سلطه‌جويانه و يكجانبه سوق مي‌دهد. در ارتباطي كه بزرگسال در آن نقش مسلط را دارد، موقعيت او تضمين شده است و كودك وابسته و تابع او مي‌شود و چنين ارتباطي قطعا اثربخش نخواهد بود. كودكان در صورتي مي‌توانند مشكلات خود را حل كنند كه گوش شنونده‌اي در اختيار داشته باشند تا در موقع ناراحتي با آنها همدردي كنند. بايد به كودكان خود كمك كنيم تا احساسات خود را بشناسند. براي اين كار لازم است ابتدا به سخنان آنها توجه نشان دهيم و خوب گوش كنيم و با بيان كلماتي مانند جدا، واقعا، خوب و... به آنها نشان دهيم كه احساساتشان قابل درك است.

پژوهشگران معتقدند فرزندان در بيان مشكلات به والديني كه توجه كافي به سخنان آنها ندارند، دچار اشكال مي‌شوند. پدر يا مادر اصلا لازم نيست حرفي بزند، گاهي وقت‌ها همان سكوت همراه با توجه و گوش دادن موثر براي كودك كافي است. وقتي كودك مورد سرزنش، پرسش و نصيحت قرار مي‌گيرد، تصميم‌گيري صحيح براي او بسيار مشكل خواهد بود. كلماتي مانند راستي، خوب و تظاهر آن مي‌تواند در ارتباط با كودك براي حل مشكلات او بسيار مفيد باشد. اين كلمات همراه باكمي توجه، زمينه‌اي را ايجاد مي‌كند كه كودك افكار و احساسات خود را جستجو كند و راهي براي حل مشكل بيابد. زماني كه كودكان چيزي را درخواست مي‌كنند كه نمي‌توانند به آن دست يابند، پدر و مادر، اغلب با دليل و منطق براي آنها علت را توضيح مي‌دهند.

بيشتر وقت‌ها هر چه آنها بيشتر توضيح مي‌دهند، اعتراض كودكان شديدتر مي‌شود. شما با ايجاد ارتباط مي‌توانيد به جاي ذكر توضيح و آوردن منطق، خواسته‌هاي كودك را در دنياي تخيلات وي تحقق بخشيد. بعضي مواقع قبول واقعيت براي كودك همين كه وي احساس كند پدر و مادرش درك مي‌كنند كه او چقدر چيزي را مي‌خواهد، برايش آسان‌تر خواهد بود.

بنابراين راه ارتباط با كودك، توجه به سخنان وي، واقعيت بخشيدن به احساس او از طريق قابل درك جلوه دادن سخنانش، پيدا كردن نامي براي احساس او و تحقق بخشيدن به خواسته‌هاي او در دنياي تخيلاتش است، اما مهم‌تر از كلام، طرز فكر پدر و مادر است. اگر نظر ما با كلام ما همسو نباشد، سخنان ما احساس حقارت و ترديد را در كودك شكل مي‌دهد. گفتار ما به طور مستقيم در قلب كودك نفوذ مي‌كند و همخواني ميان كلام و رفتار ما، راه اين نفوذ را هموار مي‌سازد. كودكان معمولا خواسته‌هاي خود را با صداي بلند و رسا اعلام مي‌كنند. اگر مي‌خواهيد فرزندتان درباره موضوعي به راحتي تصميم بگيرد، آن موضوع را برايش توضيح دهيد. زماني كه بزرگ‌ترها موضوعي را توضيح مي‌دهند، فرزندانشان آسان‌تر مي‌توانند كار صحيح را تشخيص دهند. دادن اطلاعات نيز به ارتباط موثر با كودك كمك مي‌كند. وقتي كه ديديد فرزندتان كار نادرستي انجام داده است به جاي سرزنش به او اطلاعات درست درباره آن كار بدهيد. با اين كار، كودك خود بهتر مي‌تواند كار صحيح را انتخاب كند. كودكان معمولا دوست ندارند موعظه بشنوند. ارتباط با كودك به شكل سخنراني، نصيحت و موعظه، كمترين ميزان اثربخشي را دارد. اگر مي‌خواهيد به كودكتان تذكري دهيد، سعي كنيد كوتاه‌ترين كلمه و جمله را انتخاب كنيد تا اثر مطلوب داشته باشد. كودكان دوست دارند، احساسات واقعي پدر و مادر خود را درك كنند. سعي كنيد درباره احساس خود با فرزندانتان صحبت كنيد. مثلا اگر موقع صحبت كردن، حرفتان را قطع مي‌كند، بگوييد: «من وقتي كسي حرفم را قطع مي‌كند، خيلي ناراحت مي‌شوم.»

بعضي مواقع نوشتن يك كلمه، تاثير بيشتري نسبت به گفتن برجاي مي‌گذارد. براي ارتباط موثر با فرزنداني كه خواندن و نوشتن مي‌دانند، استفاده از يادداشت‌‌نويسي توصيه مي‌شود. لازم است والدين به ياد داشته باشند انتقال پيام با استفاده از زور، تهديد و تنبيه كمترين اثربخشي را دارد و اثرات ناگواري بر ارتباطات بعدي والدين با فرزند مي‌گذارد.

بعضي والدين، نتيجه بدرفتاري كودك را با تنبيه نشان مي‌دهند، اما واقعيت اين است كه در ارتباطات موثر با كودكان هيچ جايي براي تنبيه وجود ندارد.

در زمان تنبيه، كودك به جاي احساس پشيماني از كرده خود و سعي در جبران آن ذهن خود را مشغول خيالبافي براي انتقام مي‌كند. بنابراين تنبيه چاره كار نيست، بلكه در ارتباط والدين با كودك ايجاد اختلال مي‌كند.

راهكارهايي براي گفت و شنود بهتر با فرزندان

* در حين صحبت كردن، كودك خود را مجبور كنيد به چشم‌هايتان نگاه كند چرا كه از آنجايي كه حواس كودكان به آساني پرت مي‌شود، لازم است اطمينان حاصل كنيد كه به هنگام صحبت كردن به شما نگاه مي‌كند. اگر كودكتان از نگاه كردن به چشمان شما مي‌ترسد يا احساس ناراحتي مي‌كند، به او بياموزيد تا به دهان يا تمام صورتتان نگاه كند.

* سعي كنيد آرام ولي محكم صحبت كنيد. اگر معمولا هنگامي كه كاري از كودكتان مي‌خواهيد صدايتان را بلند مي‌كنيد، كودك ياد مي‌گيرد تا هنگامي كه صدايتان را به حداكثر نرسانده‌ايد، به شما بي‌توجهي كند.

* با جملات ساده صحبت كنيد. از كلماتي كه كودكتان نمي‌فهمد استفاده نكنيد، سعي كنيد ساده و روشن حرف بزنيد. دستورات و توضيحات طولاني ممكن است باعث فراموش شدن بخش‌هاي اصلي صحبت‌تان شود. در ضمن ياد بگيريد پرچانگي نكنيد.

* احساسات‌تان را به كودك بگوييد، بدون آن‌كه به طور مستقيم از كودك انتقاد كنيد، به او بگوييد كه در مورد اعمال و رفتارش چه احساسي داريد.

* به طور مرتب با كودكتان صحبت كنيد. هر روز، زماني را به اين كار اختصاص دهيد حتي اگر اين زمان، 5 دقيقه هنگام خوابيدن كودك باشد.

* در حين صحبت كردن سعي كنيد از مهارت‌هايي استفاده كنيد تا مكالمه را زنده نگه داريد مثلا از پرسش‌هايي مانند: «بعدش چي شد؟» يا «اون چي گفت؟» براي افزايش اعتماد كودك و به حرف كشيدن او استفاده كنيد.

* بگذاريد كودك حس كند كه شما از درد دل كردن با او خوشحاليد. وقتي در مورد مسائلش با شما صحبت مي‌كند، بگذاريد حس كند كه شما احساس خوبي نسبت به اين كار داريد.

مصومه اسدي / جام‌جم

[ سه شنبه 11 مرداد 1390 ] [ 13:43 ] [ مامان مریم ] [موضوع : تربیتی] [ ]
کلک های مادرانه

 

هوا گرم است و اگر ساکن تهران باشید، برای بیرون رفتن با فرزندتان ممکن است نیاز به ماسک شیمیایی هم پیدا کنید! بنابراین مجبورید خیلی از ساعات روز را در خانه بگذرانید. برای این که خانه ماندن برای خودتان و کودکتان شبیه یک حبس کوتاه مدت نشود، بازی های خانگی راه بیندازید.

 

کلک های مادرانه

 

برای این ماه چند بازی با حلقه هولاهوپ معرفی میکنم. هولاهوپ اسم همین حلقه های پلاستیکی رنگی است که برای لاغری دور کمر میچرخانند. به جز این که از این حلقه می توانید برای بازگشت به روزهای خوش هیکلی پیش از بچه داری استفاده کنید، چند بازی هم با آن برای بچه تان بسازید. اگر کودک یک تا سه ساله دارید، بسته به سن او در کی فاصله مناسب از حلقه بنشینید، حلقه را روی زمین بگذارید و از کودکتان بخواهید چیزی مثل توپ یا لیوان پلاستکیی یا جورب گلوله شده را توی حلقه بیندازد. اول چند بار خودتان این کار را بکنید، تا یاد بگیرد و هر بار موفق شد، برایش هورا بکشید و در حد گل تیم ملی تشویق اش کنید.

 

 

 

اگر کودک تان راه افتاده و تعادل دارد، حلقه را روبه روی او بگیرید و از او بخواهید از داخل آن رد شود. برای بچه های بزر گتر (دو ساله) می توان حلقه را بالاتر از سطح زمین گرفت و بچه های بزر گتر (سه ساله و بیشتر) میتوانند در حد شیرهای سیرک ژانگولر اجرا کنند! مثلا از داخل حلقه ای که آن را مثل پاندول تکان می دهید، رد شوند یا از تویش شیرجه بروند روی بالشهایی که آن طرف حلقه چیده اید.

 

 

 

حلقه را با یک نخ به سقف منگنه کنید (یا به یک لوستر محکم گره بزنید) و دو طرف آن بنشینید و توپ را از توی آن برای هم پاس بدهید. اگر حلقه تان قطعه قطعه است، حلقه را کمی کوچک کنید (با برداشتن چند تا از قطعات) و آن را به کودکتان بدهید تا آن را ایستاده نگه دارد و هل بدهد تا مثل چرخ بچرخد. این کار را کودک زیر 3 سال بعید است بتواند انجام دهد. اگر چند خرده ریز به حلقه ببندید که صدا کند (چند تا دکمه یا زنگوله) بیشتر هم خوش می گذرد.

 

 

 

کلک های مادرانه

 

همه مادرها میدانند که بیرون بردن بچه ها یک مشکل است و برگرداند آنها به خانه ده مشکل. بچه ها میتوانند 3 ساعت تمام بی وقفه زیر آفتابی که مغز استخوان را هم خشک میکند، بدوند و از سرسره ها بالا بروند و زمین بخورند و توی خاکها غلت بزنند و از میله ها آویزان شوند و دست آخر وقتی به او م یگو یید «خب دیگه پسرم/ دخترم وقتشه بریم خونه... » خودشان را روی خاکها پرت کنند و در حالی که انگار به آنها خبر حبس ابد داده اید، جیغ بزنند که: «نه! یه دیقه دیگه هم بمونیم! یه دیقه دیگه... » و این یک دقیقه ها هرگز تمام نمیشود، چون یک دقیقه بعد دوباره همین تراژدی عینا تکرار میشود.

 

این کلک چند بار بیشتر نتیجه نمیدهد و تعداد بارهایی که میشود از آن استفاده کرد، بستگی به سن فرزندتان دارد. برای کودک دو ساله تان میتوانید تا دهها بار هم از این روش استفاده کنید، چون آنها هنوز کلکهای دنیای بزرگها را کشف نکرده اند، اما کودک 8 ساله تان حداکثر یک یا دو بار گول چنین روشی را میخورد.

 

گاهی، وقتی مهمان دارید یا بوی غذای سوخته تان تا پارک سر کوچه هم رسیده، از این کلک استفاده کنید. چیزی چند متر آن طر فتر را با هیجانی که خودتان را هم به وجد بیاورد، نشان بدهید و بگویید «وای! اون دریچه فاضالب رو ببین! میدونی اگه بری روش، چی میشه؟ » و او را تا آ نجا ببرید. تا او بخواهد متوجه شود که رفتن روی دریچه فاضلاب او را به سرزمین عجایب نخواهد برد، هدف بعدی را چند متر دورتر از پارک و نزدیکتر به خانه (یا ماشین) نشانه بروید: «آخ آخ آخ! مورچه های اونجا یه کشتی ساختن که داره توی آب باغچه ها غرق میشه، بیا بریم کمکشون! » و برای نجات مورچه های فرضی بدوید!

 

 

 

به همین ترتیب بخشی از مسیر تا خانه یا ماشین را بروید. لازم نیست تا در خانه این کارها را تکرار کنید. وقتی به قدر کافی از محدوده خطر (یعنی پارک) دور شدید، دوباره همان مامان منطقی شوید و به او گوشزد کنید که وقت رفتن به خانه است. یادتان باشد این کلک چند بار بیشتر نتیجه نمیدهد و تعداد بارهایی که میشود از آن استفاده کرد، بستگی به سن فرزندتان دارد. برای کودک دو ساله تان میتوانید تا دهها بار هم از این روش استفاده کنید، چون آنها هنوز کلکهای دنیای بزرگها را کشف نکرده اند، اما کودک 8 ساله تان حداکثر یک یا دو بار گول چنین روشی را میخورد.

 

 

 

tebyan.net

 

[ سه شنبه 11 مرداد 1390 ] [ 13:41 ] [ مامان مریم ] [موضوع : بازی و سر گرمی] [ ]
موزش چپ و راست از طریق بازی

موزش چپ و راست از طریق بازی

   

 

همان طور که شما کاربران عزیز می دانید قرار است هرهفته تعدادی از بازی های کودکانه را در سنین مختلف در بخش خانواده ارائه نماییم.
عروسک خیمه شب باز

 

یک عروسک خیمه شب بازی انتخاب کنید (نوعی که به شما اجازه ی استفاده از انگشت شست، اشاره و میانی را می دهد، نوع بسیار خوبی است).

 

به کودک سه ساله ی خود همه ی چیزهایی را که عروسک خیمه شب بازی با دست هایش می تواند انجام دهد نشان دهید: دست زدن، تکان دادن و نوازش کردن، هم چنین چیزهایی که عروسک خیمه شب بازی می تواند با سرش انجام دهد: تکان دادن سر، با سر بله گفتن و با سر نه گفتن را به کودکتان نشان دهید.

 

شعر زیرا را بخوانید. وقتی که هر بخشی از شعر را می خوانید صدایتان را بلند یا آهسته کنید:

 

عروسک خوبم، میتونی دست هاتو به هم بزنی، دست هاتو به هم بزن، دست هاتو به هم بزنی

 

(با صدای عروسک) بله، من میتونم دست هامو به هم بزنم

 

دست ها رو به هم بزن، دست ها رو به هم بزن(دست های عروسک را به هم بزنید)

 

با این بازی مهارتهای حرکتی ظریف تقویت می شود.

 

بینی های اسرار آمیز

 

1- چند عکس نمای نزدیک از صورت بچه های فامیل و آشنایان که کودکتان آن ها را می شناسد، بگیرید.

 

2- پس از این که فیلم ظاهر شد هر کدام از عکس ها را با یک کاغذ بپوشانید (قاب بگیرید) به نحوی که تنها بینی کودک قابل مشاهده باشد.

 

3- این فعالیت را به صورت گروهی انجام دهید.

 

به کودکتان یکی از عکس های قاب گرفته شده را نشان دهید.

 

از کودکتان بخواهید حدس بزند که این بینی متعلق به چه کسی است.

 

حالا قاب عکس را بردارید: این عکس، مریم است.

 

این فعالیت را می توانید با گوش ها، چشم ها و دیگر قسمت های صورت انجام دهید. و به تقویت تمیز بینایی او کمک کنید.

 

ظرف های (بطری های) جالب

 

1- ظرف های بزرگ شفاف را از آب پر کنید.

 

2- از رنگ های غذایی برای تغییر رنگ آب در هر ظرف استفاده کنید تا هر کدام از بطری ها به یک رنگ درآید.

 

3- از کودک بخواهید تا با ریختن آب رنگی به داخل فنجان های اندازه گیری یا بطری های کوچک به اکتشاف بپردازد.

 

4- پولک های رنگی یا اقلام مشابه را به آب رنگی اضافه کنید.

 

به منظور افزایش حرکت محتویات داخل بطری، آن ها را تکان دهید، بچرخانید، یا وارونه سازید.

 

بطری ها را با مواد قابل اندازه گیری از قبیل سکه ها یا گیره های کاغذ پر کنید.
نقاشی صورت

 

سمت چپ طلوع خورشید، سمت راست رنگین کمان

 

1- با استفاده از یک قلم موی نقاشی به کودک نشان دهید که سمت چپ و راست بدن کجاست.

 

2- با استفاده از یک قلم موی نقاشی یک خال زرد رنگ روی گونه ی چپ، دست یا ساعد چپ و یک خال قرمز رنگ روی گونه، دست یا ساعد راست ترسیم کنید.

 

3- با استفاده از قلم موی نقاشی یک رنگین کمان یا طرح های دیگر با رنگ زرد بر روی گونه، دست یا ساعد چپ ترسیم کنید.

 

4- با استفاده از قلم موی نقاشی یک رنگین کمان یا طرح های دیگر با رنگ قرمز بر روی گونه، دست یا ساعد راست ترسیم کنید.

 

5- طرح های دیگری را با استفاده از رنگ زرد یا قرمز ترسیم کنید. هنگامی که با استفاده از قلم موی نقاشی، نقاشی می کنید از کلمات چپ و راست استفاده کنید.

 

6- برای پاک کردن نقاشی یا گریم از روی پوست از کرم صورت و حوله های کاغذی نرم استفاده کنید.

 

 

 

طرح ها یا تصاویر دیگری که حاکی از سمت چپ و راست بدن است بر روی زانوها، انگشتان پا، پا و زانوها بکشید.

 

یک پای کودک را بر روی یک ورق کاغذ A4 قرار دهید و دور پا را با خودکار بر روی کاغذ علامت بگذارید. سپس آن را ببرید. همین کار را برای پای دیگر کودک انجام دهید. سپس با استفاده از این دو جای پا، چند جای پای کاغذی دیگر درست کنید. نیمی از آن ها را با رنگ زرد و نیمی دیگر را با رنگ قرمز، رنگ آمیزی کنید. این جای پاهای کاغذی رنگی را بر روی فرش قرار دهید. از کودک بخواهید که پای چپ خود را بر روی جا پاهای زرد رنگ و پای راست خود را بر روی جا پاهای قرمز رنگ بگذارد. با این بازی کودک چپ و راست بدن خود را بهتر می شناسد و تجسم فضایی بهتری پیدا می کند .

 


تبیان

 

[ شنبه 21 خرداد 1390 ] [ 20:47 ] [ مامان مریم ] [موضوع : بازی و سر گرمی] [ ]
اولین سنگ بنای الفت با کتاب

اولین سنگ بنای الفت با کتاب

   

 

درباره اهمیت مطالعه و نقش آن در پرورش شخصیت افراد و رشد دانش و فرهنگ در جوامع بشری، مقاله‏های بسیاری نوشته شده است و می‏شود. با وجود این، هرچه در این زمینه گفته یا نوشته شود، باز هم کم است. اما از آنجا که در این مقاله روی سخنمان عمدتاً با پدران و مادران، مربیان، معلمان و دست‏اندرکاران تعلیم و تربیتِ با فرهنگ است، اصل را بر این قرار می‏دهیم که اهمیت موضوع مطالعه و کتاب و کتابخوانی، بر مخاطبان ما روشن است، و این افراد، با قبول اصل قضیه و توجه به آن، حال مایلند بدانند به کمک کدام شیوه‏ها می‏توانند هرچه بهتر و بیشتر، کودکان تحت سرپرستی‏شان را به مطالعه علاقه‏مند کنند.

 

از آنجا که بذر هر موضوع تربیتی، در «خانواده» در وجود کودک کاشته و سپس توسط «مدرسه» و «جامعه» بارور می‏شود، ما نیز در این مختصر به نقش دو نهاد از این سه نهادِ بزرگِ تربیتی یعنی «خانواده» و «مدرسه» در ایجاد گرایش و عادت به مطالعه در بچه‏ها می‏پردازیم:

 

الف. در خانواده

 

1. در اختیار قرار دادن کتابهایِ مصورِ رنگی

 

گرایش به مطالعه، مثل بسیاری از گرایشهای اکتسابیِِِِِِ دیگر، باید از همان دوران خردسالی (حدود دوازده تا چهارده ماهگی) در شخص به وجود بیاید؛ و اگر نتوان در همان سنین خردسالی بذر علاقه به کتاب و مطالعه را در وجود طفل کاشت، جبران آن در سالهای بعد، بسیار دشوار خواهد بود. تجربه نشان داده است که بچه‏ها از همان سنین پایین، از تماشای تصاویرِ ساده مربوط به موجودها و اشیاء آشنایِ اطرافشان لذت می‏برند. بنابراین اگر در این دوران، کتابهای مُصَوّرِ رنگی در اختیار آنان قرار گیرد، به ورق زدن مکرر و تماشای تصاویر آن می‏پردازند؛ و به این ترتیب اولین سنگِ بنایِ آشنایی و الفت آنان با کتاب گذاشته می‏شود.

 

باید اجازه داد کتاب نیز مانند یک اسباب‏بازیِ مورد علاقه، مونس آنان در جاها و حالتهای مختلف باشد؛ ولو آنکه احتمالاً کثیف یا چروک و پاره شود.

 

توضیح های ساده‏ای که از طرف پدر و مادر درباره این تصویرها داده می‏شود، به دانشِ خردسال نیز غنایی بیشتر می‏بخشد و باعثِ تسریع در رشد فکری او می‏شود. به مرور می‏توان برای این تصاویر، داستانهایی کوتاه و سرگرم‏کننده ساخت و احتمالاً از خردسال خواست که آن داستانها را بازگو کند؛ یا او را واداشت که خود برای آن تصاویر، داستان یا داستانهایی بسازد و برای شما تعریف کند. همچنین می‏توان با استفاده از سی‌دی‌ها و نوارهای ضبط صوتی که براساس داستانهای شیرین و آموزنده و مناسب آن سنین توسط مؤسسات معتبر تهیه شده (نوار داستانها، همراه با کتاب مربوط به آنها)، کودک را با کتاب الفت داد. به این ترتیب که همراه با سی‌دی یا نوار داستان، کتاب مذکور را هم در اختیار کودک گذاشت تا همزمان با گوش‏دادن به سی‌دی یا نوار، با ورق زدن کتاب مربوط به آن و تماشای تصاویرش، صحنه‏های داستان را بهتر مجسم کند.

 

2. داستان‏گویی و داستان‏ خوانی

 

داستانهای ساده و سالمی که مادرها ـ و احیاناً مادربزرگها و پدربزرگهاـ برای بچه‏ها تعریف می‏کنند نیز وسیله دیگری در جلب آنان به کتاب و مطالعه است. جمعی از کارشناسان معتقدند که کتابخوانی برای بچه‏ها، منحصر به سنین خردسالی و زمانی که بچه‏ها سواد خواندن و نوشتن ندارند، نیست؛ بلکه این کار لااقل تا حدود دوازده سالگیِ آنها باید ادامه یابد.
کودک و مطالعه

 

3. اهل مطالعه بودنِ بزرگترها

 

در خانواده‏هایی که پدر و مادر یا برادر و خواهرهای بزرگتر، اهل مطالعه‏اند، بچه‏ها با مشاهده آنان، خود به خود به مطالعه و روی آوردن به کتاب تشویق می‏شوند. مثلاً پدر و مادری که شبها قبل از خواب، ساعتی را به مطالعه می‏گذرانند، بی‏آنکه حتی خود بخواهند، به تدریج شاهد خواهند بود که فرزند خردسالشان هم کتابی به دست می‏گیرد و به تقلید از آنها ـ ولو به ظاهر ـ مشغول مطالعه آن می‏شود. به همین سبب، از سنین چهار ـ پنج سالگی که احساس مالکیت در بچه‏ها قوی‏تر می‏شود، لازم است آنها کتابهایی از آن خود داشته باشند. و باید اجازه داد کتاب نیز مانند یک اسباب‏بازیِ مورد علاقه، مونس آنان در جاها و حالتهای مختلف باشد؛ ولو آنکه احتمالاً کثیف یا چروک و پاره شود.

 

4. صحبت کردن با كودكان و...

 

كودكانی که حرف‏زدنشان پیشرفته‏تر است، اغلب در سالهای اولیه دبستان، بهتر و راحت‏تر می‏توانند خواندن را شروع کنند. بنابراین گوش‏دادن صبورانه به حرفهای بچه‏ها، دادنِ اجازه سخن گفتن و ابراز وجود به آنان، و صحبت کردنِ صحیح و سلیس با ایشان، می‏تواند یکی از گامهای اولیه در امر علاقه‏مند کردن کودکان به مطالعه باشد.

 

بازیهای توأم با کلام آهنگین نیز نقطة شروعی مطبوع برای علاقه‏مند کردن طفل به مطالعه هستند. همراه با این کارها، پدر و مادر بهتر است هنگامی که به کتابخانه می‏روند، کودکشان را نیز همراه ببرند. از این راه نیز، از همان سنین پایین، انس و الفتی بین کودک و کتاب و کتابخانه ایجاد می‏شود. (البته کتابخانه‏ها نیز باید بخشی جذّاب و مستقل، مخصوص کودکان و نوجوانان داشته باشند.)

 

5. خواندن شعر برای كودكان و تشویق آنان به حفظ کردن آن

 

بسیاری از بچه‏هایی که در سنین بالاتر نسبت به شعر بی‏تفاوتند، کسانی هستند که در سنین پایین، شعر با صدای بلند نشنیده‏اند. علاقه به شعر را می‏توان از هشت ـ نُه ‏ماهگی، که طفل به شنیدن لالایی علاقه‏مند می‏شود، در او ایجاد کرد، و بعدها با مَتَلها، داستانهای آهنگین یا دارای قسمتهای موزون، و شعرهای ساده و متناسب، به آن استمرار بخشید و ریشه‏دارش ساخت.
گوش‏دادن صبورانه به حرفهای بچه‏ها، دادنِ اجازه سخن گفتن و ابراز وجود به آنان، و صحبت کردنِ صحیح و سلیس با ایشان، می‏تواند یکی از گامهای اولیه در امر علاقه‏مند کردن کودکان به مطالعه باشد.

 

شعرهای این سنین، تا آنجا که ممکن است باید کوتاه و دارای وزنهای ساده و عمدتاً هجایی باشند. از نظر موضوعی نیز، بهتر است از شعرهای خنده‏دار و فکاهی شروع کرد. شعرهایی که در ارتباط با داستانهای مورد علاقة بچه‏ها یا حوادث روزمره پیرامون آنها، یا راجع به حیوانها و اسباب‏بازی‏های مورد علاقة آنان باشند هم، توجه ایشان را به خود جلب می‏کنند. البته شعر را باید صحیح و سَلیس و با حالت و احساس خواند؛ تکیه‏ها و مکثهای لازم روی کلمه‏ها را رعایت کرد، و این کارها را با حرکتهای مناسب سر و دست و صورت همراه کرد. جدا از اینها، هرچه شعر، با توجه به موقعیت ویژه‏ای که خردسال در آن واقع شده است انتخاب شود، تأثیر و فایده بیشتری به دنبال خواهد داشت.

 

6. تشویق کودکان به صحبت درباره کتابها

 

بچه‏ها اغلب مشتاقند درباره کتابهای جالبی که خوانده‏اند یا مایلند بخوانند، صحبت کنند. صبوری و حوصله به خرج دادن بزرگترها در این مورد و گوش دادن به صحبتهای آنها در این زمینه و در صورت لزوم تشویق آنان به این کار، گامی مؤثر در گرایش دادن هرچه بیشترشان به مطالعه است. (روشن است که در این راه، هرگونه اجبار، و یا تبدیل موضوع به شکلی از «درس پس دادن»، مطلقاً درست و مفید نیست.)

 

7. استفاده درست از صدا و سیما و سینما

 

نباید اجازه داد كودكان وقتی بیش از حد لازم را صرف گوش دادن به رادیو یا تماشای تلویزیون و یا رفتن به سینما کنند. در عوض باید آنان را تشویق کرد که بخشی از این وقتِ صرفه‏جویی شده را به مطالعه آزاد اختصاص دهند.

 

 

 

تبیان

 

[ شنبه 21 خرداد 1390 ] [ 20:38 ] [ مامان مریم ] [موضوع : تربیتی] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 12 صفحه بعد