بستن تبلیغات

تربیتی

تربیتی...اموزشی....سرگرمی.....

چگونه با کودکم رفتار کنم××هرگونه برداشت از مطالب وب(چون ساعتها تو نت هستم و این مطالب و جمع اوری میکنم اسم وبلاگ مهمه) با ذکر منبع بلامانع است

با من درست حرف بزن

با من درست حرف بزن

برقراري ارتباط صحيح با فرزندان يكي از مهارت‌هاي زندگي است كه بايد آن را بياموزيم

جام جم آنلاين: بيشتر افراد تصور مي‌كنند بچه‌ها تا يك سالگي و زماني كه با كلمات قابل تشخيص سخن نگويند، نمي‌توانند ارتباط برقرار كنند كه اين تصوري اشتباه است.

جنين پيش از تولد و هنگامي كه در رحم قرار دارد، مي‌تواند در سطح ابتدايي ببيند، بشنود، تجربه كند، بچشد و به خاطر بسپارد، مهم‌تر از همه او مي‌توانداحساس كند. بنابراين مشخص است كه ارتباط به صورت كلامي يا غيركلامي با كودكي كه در رحم قرار دارد، ارزشمند است. ارتباط كلامي مادر با كودك بهترين نوع يادگيري و ارتباطي است كه پيش از تولد صورت مي‌گيرد چرا كه كودك شيوه تكلم مادر را در رحم تقليد مي‌كند و از اين رو پيش از تولد گفت و شنود را مي‌آموزد. از طرف ديگر گفت‌وگوي اوليه غيركلامي در رحم، يكي از مهم‌ترين مراحل در گفت‌وگويي است كه در طول زندگي خود تجربه خواهيم كرد چرا كه تاثير آن بر شخصيت آينده ما فوق‌العاده چشمگير است. بنابراين يك مادر مي‌تواند با گفت‌وگو با كودكي كه در رحم دارد، بر رشد او تاثير بگذارد. كودك مي‌تواند بشنود و به آن چه كه گفته مي‌شود، واكنش نشان دهد، اين يعني يك ارتباط واقعي. بعدها بچه‌ها در سنين 3 تا 4 ماهگي به طور شفاهي ارتباط برقرار مي‌كنند. آنها از طريق صداهايي كه ايجاد مي‌كنند با والدين ارتباط برقرار كرده و اين ارتباط تقريبا تا 9 ماهگي كه صداها به صورت ممتد و پيوسته درمي‌آيند، ادامه پيدا مي‌كنند. والدين بايد به اين مهم توجه داشته باشند كه بچه‌ها به طور غريزي نمي‌دانند كه چطور بايد افكار و احساساتشان را بيان كنند همچنين آنان به طور خودكار، آماده گوش دادن به دستورها و پيروي از آنها نيستند به همين دليل آنها بايد براي انجام اين مسووليت آموزش ببينند و والدين در اغلب مواقع مجبورند روش‌هاي ارتباطي خود را بهبود بخشند. در واقع باز نگهداشتن پل ارتباطي ميان والدين و كودكان فوق‌العاده مهم است. ما از طريق ايجاد ارتباط صحيح از كودكان‌مان مي‌خواهيم تا افكار و احساساتشان را با ما در ميان بگذارند تا بتوانيم آنها را درك كرده و در بحران‌هاي زندگي به آنها كمك كنيم. ما از آنها مي‌خواهيم به جاي آن كه واكنش منفي نشان دهند، احساسات خود را به طور مناسب بيان كنند. از آنها مي‌خواهيم كه به حرف ما گوش كنند و كاري را كه از آنها مي‌خواهيم انجام دهند.

گوش دادن صحيح

گوش دادن به شيوه‌اي موثر، در واقع نوعي مهارت است. مهارتي كه به والدين قابليت و قدرت تصدي مسووليت ارتباط با كودكشان را مي‌دهد. گاهي پيدا كردن يك وقت مناسب براي گوش دادن به حرف‌هاي كودكان مشكل است ولي والدين اگر به برقراري يك ارتباط خوب مي‌انديشند و مي‌خواهند پيوندهاي ارتباطي خوبي با فرزندانشان داشته باشند، انجام اين كار براي آنها ضروري است.

زماني كه به عنوان پدر يا مادر قصد برقراري ارتباطي موثر را با فرزند خود داريد بايستي سعي كنيد روي درك احساس فرزندتان تمركز كنيد. در اين مرحله آرامش خود را حفظ كرده و به خود بگوييد كه مي‌خواهيد احساسات كودكتان را كاملا درك كنيد، نه اين كه فقط وضع موجود را عوض يا كنترل كنيد. لازم است به كودك اجازه بدهيد تمام حرف‌هايش را بزند و تا قبل از اتمام صحبت‌هاي او نبايد صحبت كنيد يا تصميم بگيريد. نكته مهم ديگر اين است كه ما به عنوان پدر يا مادر ملزم نيستيم فقط وارد ارتباط كلامي با فرزندانمان شويم؛ مي‌توانيم از تماس چشمي، لبخند، نگاه پرمعنا و حتي قدم زدن با او استفاده كنيم.

شايد بتوان به وسيله يك نگاه يا يك لبخند، بوسيدن به موقع كودك يا يك رابطه غيركلامي صحيح اثراتي را ايجاد كرد كه هرگز به وسيله يك ساعت جدل و گفت‌وگو نتوان اين كار را انجام داد. والدين در روش درست گوش دادن بايستي از امر و نهي كردن بپرهيزند. مثلا به جاي اين كه به كودك بگوييم «تو باز هم شلختگي كردي» بهتر است بگوييم «من دوست ندارم لباس‌هاي كثيف كف زمين باشد.» به اين ترتيب كودك هم تحقير نمي‌شود. در ارتباط با كودكانمان بايد دقت كنيم كه آنها نياز به همدلي و همدردي و درك واقعي دارند. نياز دارند ما وقت صرفشان كنيم و با دقت به آنها نگاه كنيم و بشنويم. در اينجا مهم گوش دادن واقعي و صميمانه است. به عبارت ديگر، ابراز همدردي بايد كودك را به سخن گفتن و تخليه هيجانات وادار كند نه اين كه علامتي براي خاتمه بحث باشد. به خصوص زماني كه كودك واقعا دلخور و عصبي است. به بيان ديگر، در شيوه شنيدن واقعي و موثر، هرجا كه واقعا قادر به درك يا تفسير بيانات كودك نيستيم، تامل كنيم و از او بخواهيم تا واضح‌تر توضيح دهد.

توجه كنيد زماني كه هنوز صحبت‌هاي كودكتان كاملا تمام‌نشده نبايد جواب بدهيد چرا كه آنان بايد بيان افكار و احساساتشان را تمرين كنند تا هويتشان شكل بگيرد و احساسات سركوب‌شده خود را رها كنند. برخي از والدين تصور مي‌كنند كه با گوش دادن به صحبت‌هاي فرزندانشان در واقع آنان را گستاخ مي‌كنند و ممكن است هرچه به زبانشان مي‌آيد، بيان كنند. يا اين‌كه اگر به فرزندانشان بادقت گوش كنند، در واقع خواسته‌هاي آنان را پذيرفته‌اند. اين نگراني‌ها، مخصوص والديني است كه به اقتدار، قدرت و تسلط خود مشكوك‌ هستند. والدين موظفند شيوه گفت‌و‌گوي محترمانه را به كودكانشان آموزش دهند و اين امر با رعايت ادب و آرامش توسط خود آنها ميسر است.

از طرفي اگر كودك صحبت كردن را تجربه نكند و والدين نيز تمايلي به شنيدن واقعي نداشته باشند، كودك رنجش عميقي را حس مي‌كند و نمي‌داند با احساسات سركوب‌شده‌اش چه كند. چنين كودكي ممكن است مطيع و فرمانبردار خوبي باشد ولي قلبا احساس مي‌كند كه به او بي‌توجهي و بي‌احترامي شده است.

پاره‌اي از عادات ناپسند

شستشوي مغزي: ما هر روز بدون آن‌كه آگاه باشيم،‌ فرزندانمان را شستشوي مغزي مي‌دهيم. مطالعات علمي نشان مي‌دهند براي شستشوي مغزي لازم نيست كسي را به حالت خلسه ببريم. اگر حرفي به اندازه كافي تكرار شود، در ذهن ناخودآگاه نقش مي‌بندد. براي بسياري از والدين فرصت‌هاي زيادي پيش مي‌آيد تا به ذهن ناخودآگاه كودك خود پيام‌هاي منفي يا مثبت ارسال كنند. براي مثال، اگر هنگامي كه فرزندتان در حال تماشاي تلويزيون است يا روي نوعي بازي تمركز دارد، به طور مرتب به او گفته شود كه بچه زرنگي است، كودك باور نيرومندي پيدا مي‌كند كه زرنگ است و از اين رو رفتار فردي زرنگ را از خود نشان مي‌دهد. يا اگر به دفعات به او بگوييد كه او كودن است، او آن را باور خواهد كرد. پس كلمات شما مي‌تواند سازنده يا مخرب باشد. هرچه باشد شما بزرگ‌تر و قوي‌تر هستيد پس حق با شماست.

سركوفت زدن: سركوفت زدن يك نوع بدزباني آشكار، صريح و مستقيم است كه اغلب والدين نسبت به فرزندانشان انجام مي‌دهند. برخي از شايع‌ترين سركوفت‌ها اين است كه به فرزند خود بگوييد او كودن، احمق، زشت يا چاق است و هرگز به جايي نخواهد رسيد. يا رفتار بدي كه وي در گذشته مرتكب شده است را به او يادآوري كنيد يا در حضور دوستان و همسن و سالانش، وي را تحقير كنيد و به نوعي به تقويت باورهاي منفي وي در مورد خودش بپردازيد.

گوشه و كنايه زدن: برخي از انواع ديگر بدزباني به صورت نامحسوس ادا مي‌شود كه شكل غيرمستقيم بدزباني است. معمول‌ترين اين بدزباني، استفاده از شوخي مانند گوشه و كنايه زدن يا سربه‌سر گذاشتن مي‌باشد. بعضي از والدين با استفاده از همين روش در مكان‌هاي عمومي از فرزندان خود انتقاد مي‌كنند و سپس مي‌گويند كه شوخي كرده‌اند. اين كار حيله بي‌رحمانه و ظالمانه‌اي در حق كودك است؛ چراكه هرقدر هم كه وانمود كنيد كه شوخي كرده‌ايد، نمي‌توانيد رفتارتان را توجيه كنيد و متاسفانه بيش از آنچه كه فكر كنيم، اين رفتار رواج دارد.

قضاوت‌ كردن: متداول‌ترين اسلحه كلامي كه عليه بچه‌ها در همه سنين مورد استفاده قرار مي‌گيرد، قضاوت كردن است. بسياري از والدين بدون آگاهي نسبت به رفتار خويش اين كار را انجام مي‌دهند. قضاوت درباره كودك، روش زيركانه‌اي براي كنترل اوست؛ اما نتيجه‌اي جز احساس دلسردي، سرزنش، نااميدي و طردشدگي در كودك به بار نمي‌آورد. يكي از را‌ه‌هاي قضاوت كردن، تحقير يا كوچك شمردن افكار و احساسات و موفقيت‌هاي كودك است. با اين كار به كودك خود مي‌گوييم كه احساسات، ايده‌ها و رفتار او خوب نيستند و او آدم بي‌ارزشي است. بيشتر بچه‌ها از ترس اين‌گونه قضاوت‌ها با گوشه‌گيري و قطع ارتباط با والدينشان، واكنش نشان مي‌دهند.

عيب‌جويي كردن: عيب‌جويي نوع ديگري از قضاوت است. والدين عيب‌جو اين نياز دائمي را در خود احساس مي‌كنند تا مرتب از كودك ايراد بگيرند و «بايدها» را به او گوشزد كنند. اين انتقاد دايمي بسيار فلج‌كننده است. بسياري از والدين عيب‌جو، كمال‌گراياني هستند كه انتظارهاي غيرواقعي از خود و فرزندانشان دارند. اين عيب‌جويي مي‌تواند به صورت كلامي و غيركلامي ابراز شود. گاهي يك نگاه حاكي از عدم رضايت، جانشين بسياري از كلمات نامهربانانه و غيرمشوقانه مي‌شود. عيب‌جويي نه‌تنها از نظر هيجاني به كودك آسيب مي‌رساند بلكه به او مي‌آموزد تا نسبت به رفتار ديگران نيز عيب‌جو باشد. عيب‌جويي كودك را به كناره‌گيري از والدين تشويق مي‌كند و گاه سبب مي‌شود تا كودك خشم و ترس خود از آنان (والدين) را به صورت تنفر يا پرخاشگري نشان دهد.

برقراري ارتباط صحيح

ما به هنگام برقراري ارتباط با بزرگسالان مجبور هستيم آنها را در نظر بگيريم، با آنها هماهنگ شويم و خواسته‌هايمان را به طور صريح بيان كنيم، اما در ارتباط با كودكان، اين فرد بزرگسال است كه بر اساس ساختار سنتي ارتباط بزرگسال با كودك، كودك را هدايت مي‌كند و وي را به سمت برقراري ارتباط آمرانه و سلطه‌جويانه و يكجانبه سوق مي‌دهد. در ارتباطي كه بزرگسال در آن نقش مسلط را دارد، موقعيت او تضمين شده است و كودك وابسته و تابع او مي‌شود و چنين ارتباطي قطعا اثربخش نخواهد بود. كودكان در صورتي مي‌توانند مشكلات خود را حل كنند كه گوش شنونده‌اي در اختيار داشته باشند تا در موقع ناراحتي با آنها همدردي كنند. بايد به كودكان خود كمك كنيم تا احساسات خود را بشناسند. براي اين كار لازم است ابتدا به سخنان آنها توجه نشان دهيم و خوب گوش كنيم و با بيان كلماتي مانند جدا، واقعا، خوب و... به آنها نشان دهيم كه احساساتشان قابل درك است.

پژوهشگران معتقدند فرزندان در بيان مشكلات به والديني كه توجه كافي به سخنان آنها ندارند، دچار اشكال مي‌شوند. پدر يا مادر اصلا لازم نيست حرفي بزند، گاهي وقت‌ها همان سكوت همراه با توجه و گوش دادن موثر براي كودك كافي است. وقتي كودك مورد سرزنش، پرسش و نصيحت قرار مي‌گيرد، تصميم‌گيري صحيح براي او بسيار مشكل خواهد بود. كلماتي مانند راستي، خوب و تظاهر آن مي‌تواند در ارتباط با كودك براي حل مشكلات او بسيار مفيد باشد. اين كلمات همراه باكمي توجه، زمينه‌اي را ايجاد مي‌كند كه كودك افكار و احساسات خود را جستجو كند و راهي براي حل مشكل بيابد. زماني كه كودكان چيزي را درخواست مي‌كنند كه نمي‌توانند به آن دست يابند، پدر و مادر، اغلب با دليل و منطق براي آنها علت را توضيح مي‌دهند.

بيشتر وقت‌ها هر چه آنها بيشتر توضيح مي‌دهند، اعتراض كودكان شديدتر مي‌شود. شما با ايجاد ارتباط مي‌توانيد به جاي ذكر توضيح و آوردن منطق، خواسته‌هاي كودك را در دنياي تخيلات وي تحقق بخشيد. بعضي مواقع قبول واقعيت براي كودك همين كه وي احساس كند پدر و مادرش درك مي‌كنند كه او چقدر چيزي را مي‌خواهد، برايش آسان‌تر خواهد بود.

بنابراين راه ارتباط با كودك، توجه به سخنان وي، واقعيت بخشيدن به احساس او از طريق قابل درك جلوه دادن سخنانش، پيدا كردن نامي براي احساس او و تحقق بخشيدن به خواسته‌هاي او در دنياي تخيلاتش است، اما مهم‌تر از كلام، طرز فكر پدر و مادر است. اگر نظر ما با كلام ما همسو نباشد، سخنان ما احساس حقارت و ترديد را در كودك شكل مي‌دهد. گفتار ما به طور مستقيم در قلب كودك نفوذ مي‌كند و همخواني ميان كلام و رفتار ما، راه اين نفوذ را هموار مي‌سازد. كودكان معمولا خواسته‌هاي خود را با صداي بلند و رسا اعلام مي‌كنند. اگر مي‌خواهيد فرزندتان درباره موضوعي به راحتي تصميم بگيرد، آن موضوع را برايش توضيح دهيد. زماني كه بزرگ‌ترها موضوعي را توضيح مي‌دهند، فرزندانشان آسان‌تر مي‌توانند كار صحيح را تشخيص دهند. دادن اطلاعات نيز به ارتباط موثر با كودك كمك مي‌كند. وقتي كه ديديد فرزندتان كار نادرستي انجام داده است به جاي سرزنش به او اطلاعات درست درباره آن كار بدهيد. با اين كار، كودك خود بهتر مي‌تواند كار صحيح را انتخاب كند. كودكان معمولا دوست ندارند موعظه بشنوند. ارتباط با كودك به شكل سخنراني، نصيحت و موعظه، كمترين ميزان اثربخشي را دارد. اگر مي‌خواهيد به كودكتان تذكري دهيد، سعي كنيد كوتاه‌ترين كلمه و جمله را انتخاب كنيد تا اثر مطلوب داشته باشد. كودكان دوست دارند، احساسات واقعي پدر و مادر خود را درك كنند. سعي كنيد درباره احساس خود با فرزندانتان صحبت كنيد. مثلا اگر موقع صحبت كردن، حرفتان را قطع مي‌كند، بگوييد: «من وقتي كسي حرفم را قطع مي‌كند، خيلي ناراحت مي‌شوم.»

بعضي مواقع نوشتن يك كلمه، تاثير بيشتري نسبت به گفتن برجاي مي‌گذارد. براي ارتباط موثر با فرزنداني كه خواندن و نوشتن مي‌دانند، استفاده از يادداشت‌‌نويسي توصيه مي‌شود. لازم است والدين به ياد داشته باشند انتقال پيام با استفاده از زور، تهديد و تنبيه كمترين اثربخشي را دارد و اثرات ناگواري بر ارتباطات بعدي والدين با فرزند مي‌گذارد.

بعضي والدين، نتيجه بدرفتاري كودك را با تنبيه نشان مي‌دهند، اما واقعيت اين است كه در ارتباطات موثر با كودكان هيچ جايي براي تنبيه وجود ندارد.

در زمان تنبيه، كودك به جاي احساس پشيماني از كرده خود و سعي در جبران آن ذهن خود را مشغول خيالبافي براي انتقام مي‌كند. بنابراين تنبيه چاره كار نيست، بلكه در ارتباط والدين با كودك ايجاد اختلال مي‌كند.

راهكارهايي براي گفت و شنود بهتر با فرزندان

* در حين صحبت كردن، كودك خود را مجبور كنيد به چشم‌هايتان نگاه كند چرا كه از آنجايي كه حواس كودكان به آساني پرت مي‌شود، لازم است اطمينان حاصل كنيد كه به هنگام صحبت كردن به شما نگاه مي‌كند. اگر كودكتان از نگاه كردن به چشمان شما مي‌ترسد يا احساس ناراحتي مي‌كند، به او بياموزيد تا به دهان يا تمام صورتتان نگاه كند.

* سعي كنيد آرام ولي محكم صحبت كنيد. اگر معمولا هنگامي كه كاري از كودكتان مي‌خواهيد صدايتان را بلند مي‌كنيد، كودك ياد مي‌گيرد تا هنگامي كه صدايتان را به حداكثر نرسانده‌ايد، به شما بي‌توجهي كند.

* با جملات ساده صحبت كنيد. از كلماتي كه كودكتان نمي‌فهمد استفاده نكنيد، سعي كنيد ساده و روشن حرف بزنيد. دستورات و توضيحات طولاني ممكن است باعث فراموش شدن بخش‌هاي اصلي صحبت‌تان شود. در ضمن ياد بگيريد پرچانگي نكنيد.

* احساسات‌تان را به كودك بگوييد، بدون آن‌كه به طور مستقيم از كودك انتقاد كنيد، به او بگوييد كه در مورد اعمال و رفتارش چه احساسي داريد.

* به طور مرتب با كودكتان صحبت كنيد. هر روز، زماني را به اين كار اختصاص دهيد حتي اگر اين زمان، 5 دقيقه هنگام خوابيدن كودك باشد.

* در حين صحبت كردن سعي كنيد از مهارت‌هايي استفاده كنيد تا مكالمه را زنده نگه داريد مثلا از پرسش‌هايي مانند: «بعدش چي شد؟» يا «اون چي گفت؟» براي افزايش اعتماد كودك و به حرف كشيدن او استفاده كنيد.

* بگذاريد كودك حس كند كه شما از درد دل كردن با او خوشحاليد. وقتي در مورد مسائلش با شما صحبت مي‌كند، بگذاريد حس كند كه شما احساس خوبي نسبت به اين كار داريد.

مصومه اسدي / جام‌جم

[ سه شنبه 11 مرداد 1390 ] [ 13:43 ] [ مامان مریم ] [موضوع : تربیتی] [ ]
اولین سنگ بنای الفت با کتاب

اولین سنگ بنای الفت با کتاب

   

 

درباره اهمیت مطالعه و نقش آن در پرورش شخصیت افراد و رشد دانش و فرهنگ در جوامع بشری، مقاله‏های بسیاری نوشته شده است و می‏شود. با وجود این، هرچه در این زمینه گفته یا نوشته شود، باز هم کم است. اما از آنجا که در این مقاله روی سخنمان عمدتاً با پدران و مادران، مربیان، معلمان و دست‏اندرکاران تعلیم و تربیتِ با فرهنگ است، اصل را بر این قرار می‏دهیم که اهمیت موضوع مطالعه و کتاب و کتابخوانی، بر مخاطبان ما روشن است، و این افراد، با قبول اصل قضیه و توجه به آن، حال مایلند بدانند به کمک کدام شیوه‏ها می‏توانند هرچه بهتر و بیشتر، کودکان تحت سرپرستی‏شان را به مطالعه علاقه‏مند کنند.

 

از آنجا که بذر هر موضوع تربیتی، در «خانواده» در وجود کودک کاشته و سپس توسط «مدرسه» و «جامعه» بارور می‏شود، ما نیز در این مختصر به نقش دو نهاد از این سه نهادِ بزرگِ تربیتی یعنی «خانواده» و «مدرسه» در ایجاد گرایش و عادت به مطالعه در بچه‏ها می‏پردازیم:

 

الف. در خانواده

 

1. در اختیار قرار دادن کتابهایِ مصورِ رنگی

 

گرایش به مطالعه، مثل بسیاری از گرایشهای اکتسابیِِِِِِ دیگر، باید از همان دوران خردسالی (حدود دوازده تا چهارده ماهگی) در شخص به وجود بیاید؛ و اگر نتوان در همان سنین خردسالی بذر علاقه به کتاب و مطالعه را در وجود طفل کاشت، جبران آن در سالهای بعد، بسیار دشوار خواهد بود. تجربه نشان داده است که بچه‏ها از همان سنین پایین، از تماشای تصاویرِ ساده مربوط به موجودها و اشیاء آشنایِ اطرافشان لذت می‏برند. بنابراین اگر در این دوران، کتابهای مُصَوّرِ رنگی در اختیار آنان قرار گیرد، به ورق زدن مکرر و تماشای تصاویر آن می‏پردازند؛ و به این ترتیب اولین سنگِ بنایِ آشنایی و الفت آنان با کتاب گذاشته می‏شود.

 

باید اجازه داد کتاب نیز مانند یک اسباب‏بازیِ مورد علاقه، مونس آنان در جاها و حالتهای مختلف باشد؛ ولو آنکه احتمالاً کثیف یا چروک و پاره شود.

 

توضیح های ساده‏ای که از طرف پدر و مادر درباره این تصویرها داده می‏شود، به دانشِ خردسال نیز غنایی بیشتر می‏بخشد و باعثِ تسریع در رشد فکری او می‏شود. به مرور می‏توان برای این تصاویر، داستانهایی کوتاه و سرگرم‏کننده ساخت و احتمالاً از خردسال خواست که آن داستانها را بازگو کند؛ یا او را واداشت که خود برای آن تصاویر، داستان یا داستانهایی بسازد و برای شما تعریف کند. همچنین می‏توان با استفاده از سی‌دی‌ها و نوارهای ضبط صوتی که براساس داستانهای شیرین و آموزنده و مناسب آن سنین توسط مؤسسات معتبر تهیه شده (نوار داستانها، همراه با کتاب مربوط به آنها)، کودک را با کتاب الفت داد. به این ترتیب که همراه با سی‌دی یا نوار داستان، کتاب مذکور را هم در اختیار کودک گذاشت تا همزمان با گوش‏دادن به سی‌دی یا نوار، با ورق زدن کتاب مربوط به آن و تماشای تصاویرش، صحنه‏های داستان را بهتر مجسم کند.

 

2. داستان‏گویی و داستان‏ خوانی

 

داستانهای ساده و سالمی که مادرها ـ و احیاناً مادربزرگها و پدربزرگهاـ برای بچه‏ها تعریف می‏کنند نیز وسیله دیگری در جلب آنان به کتاب و مطالعه است. جمعی از کارشناسان معتقدند که کتابخوانی برای بچه‏ها، منحصر به سنین خردسالی و زمانی که بچه‏ها سواد خواندن و نوشتن ندارند، نیست؛ بلکه این کار لااقل تا حدود دوازده سالگیِ آنها باید ادامه یابد.
کودک و مطالعه

 

3. اهل مطالعه بودنِ بزرگترها

 

در خانواده‏هایی که پدر و مادر یا برادر و خواهرهای بزرگتر، اهل مطالعه‏اند، بچه‏ها با مشاهده آنان، خود به خود به مطالعه و روی آوردن به کتاب تشویق می‏شوند. مثلاً پدر و مادری که شبها قبل از خواب، ساعتی را به مطالعه می‏گذرانند، بی‏آنکه حتی خود بخواهند، به تدریج شاهد خواهند بود که فرزند خردسالشان هم کتابی به دست می‏گیرد و به تقلید از آنها ـ ولو به ظاهر ـ مشغول مطالعه آن می‏شود. به همین سبب، از سنین چهار ـ پنج سالگی که احساس مالکیت در بچه‏ها قوی‏تر می‏شود، لازم است آنها کتابهایی از آن خود داشته باشند. و باید اجازه داد کتاب نیز مانند یک اسباب‏بازیِ مورد علاقه، مونس آنان در جاها و حالتهای مختلف باشد؛ ولو آنکه احتمالاً کثیف یا چروک و پاره شود.

 

4. صحبت کردن با كودكان و...

 

كودكانی که حرف‏زدنشان پیشرفته‏تر است، اغلب در سالهای اولیه دبستان، بهتر و راحت‏تر می‏توانند خواندن را شروع کنند. بنابراین گوش‏دادن صبورانه به حرفهای بچه‏ها، دادنِ اجازه سخن گفتن و ابراز وجود به آنان، و صحبت کردنِ صحیح و سلیس با ایشان، می‏تواند یکی از گامهای اولیه در امر علاقه‏مند کردن کودکان به مطالعه باشد.

 

بازیهای توأم با کلام آهنگین نیز نقطة شروعی مطبوع برای علاقه‏مند کردن طفل به مطالعه هستند. همراه با این کارها، پدر و مادر بهتر است هنگامی که به کتابخانه می‏روند، کودکشان را نیز همراه ببرند. از این راه نیز، از همان سنین پایین، انس و الفتی بین کودک و کتاب و کتابخانه ایجاد می‏شود. (البته کتابخانه‏ها نیز باید بخشی جذّاب و مستقل، مخصوص کودکان و نوجوانان داشته باشند.)

 

5. خواندن شعر برای كودكان و تشویق آنان به حفظ کردن آن

 

بسیاری از بچه‏هایی که در سنین بالاتر نسبت به شعر بی‏تفاوتند، کسانی هستند که در سنین پایین، شعر با صدای بلند نشنیده‏اند. علاقه به شعر را می‏توان از هشت ـ نُه ‏ماهگی، که طفل به شنیدن لالایی علاقه‏مند می‏شود، در او ایجاد کرد، و بعدها با مَتَلها، داستانهای آهنگین یا دارای قسمتهای موزون، و شعرهای ساده و متناسب، به آن استمرار بخشید و ریشه‏دارش ساخت.
گوش‏دادن صبورانه به حرفهای بچه‏ها، دادنِ اجازه سخن گفتن و ابراز وجود به آنان، و صحبت کردنِ صحیح و سلیس با ایشان، می‏تواند یکی از گامهای اولیه در امر علاقه‏مند کردن کودکان به مطالعه باشد.

 

شعرهای این سنین، تا آنجا که ممکن است باید کوتاه و دارای وزنهای ساده و عمدتاً هجایی باشند. از نظر موضوعی نیز، بهتر است از شعرهای خنده‏دار و فکاهی شروع کرد. شعرهایی که در ارتباط با داستانهای مورد علاقة بچه‏ها یا حوادث روزمره پیرامون آنها، یا راجع به حیوانها و اسباب‏بازی‏های مورد علاقة آنان باشند هم، توجه ایشان را به خود جلب می‏کنند. البته شعر را باید صحیح و سَلیس و با حالت و احساس خواند؛ تکیه‏ها و مکثهای لازم روی کلمه‏ها را رعایت کرد، و این کارها را با حرکتهای مناسب سر و دست و صورت همراه کرد. جدا از اینها، هرچه شعر، با توجه به موقعیت ویژه‏ای که خردسال در آن واقع شده است انتخاب شود، تأثیر و فایده بیشتری به دنبال خواهد داشت.

 

6. تشویق کودکان به صحبت درباره کتابها

 

بچه‏ها اغلب مشتاقند درباره کتابهای جالبی که خوانده‏اند یا مایلند بخوانند، صحبت کنند. صبوری و حوصله به خرج دادن بزرگترها در این مورد و گوش دادن به صحبتهای آنها در این زمینه و در صورت لزوم تشویق آنان به این کار، گامی مؤثر در گرایش دادن هرچه بیشترشان به مطالعه است. (روشن است که در این راه، هرگونه اجبار، و یا تبدیل موضوع به شکلی از «درس پس دادن»، مطلقاً درست و مفید نیست.)

 

7. استفاده درست از صدا و سیما و سینما

 

نباید اجازه داد كودكان وقتی بیش از حد لازم را صرف گوش دادن به رادیو یا تماشای تلویزیون و یا رفتن به سینما کنند. در عوض باید آنان را تشویق کرد که بخشی از این وقتِ صرفه‏جویی شده را به مطالعه آزاد اختصاص دهند.

 

 

 

تبیان

 

[ شنبه 21 خرداد 1390 ] [ 20:38 ] [ مامان مریم ] [موضوع : تربیتی] [ ]
هشدار به مادران شاغل

هشدار به مادران شاغل

   

 

بسیاری از روان شناسان رشد بر سر این موضوع توافق دارند که «هنگامی که مراقبت از کودک با کیفیت بالایی صورت گیرد، دلیلی وجود نخواهد داشت که انتظار رشد نامناسب او را داشته باشیم.» در واقع، شواهدی وجود دارد که مراقبت روزانه با کیفیت بالا، از لحاظ رشد شناختی کودک، مفیدتر از صرفاً مراقبت از او در خانه است. البته هنوز هم لازم است که والدین از نزدیک مراقب رفتار کودک خود باشند دوران کودکی، دوران رشد سریع است و به همین جهت است که مراقبت و پشتیبانی مناسب از کودک در این دوران حساس ضرورت دارد. آنچه در زیر آمده است چند نمونه از علایم هشدار دهنده رفتاری در زمانی است که کودکتان را به یک جانشین یا پرستار می سپارید و باید مراقب آن ها بود اگر کودک شما نشان هایی از تغییر رفتار ناگهانی از خود نشان داد، زمان آن است که وضعیت فعلی مراقبت از او را مورد بررسی مجد قرار دهید.
گریه هنگامی که فکر می کند با پرستار تنها گذاشته می شود کاملاً طبیعی است چرا که کودک ترجیح می دهد پیش والدینش بماند. اما داشتن واکنش هیجانی منفی و شدید نسبت به یک فرد، نشانه خطر است.

 

چسبیدن بیش از حد به والدین

 

هر چند کودک نیاز به حمایت و جلب اطمینان دارد اما چسبیدن و آویزان شدن بیش از حد به والدین و دور نشدن از آن ها، نشانه وجود مشکل است. اگر متوجه تغییر ناگهانی در رفتار کودک خود شدید دقت کنید که چه موقع و کجا این رفتار بیشتر بروز می کند. آیا کودک شما قبل و بعد از رفتن پیش پرستار یا مهد کودک به شما می چسبد؟ در این صورت، دانستن این که چرا کودک شما در این زمان ها به توجه بیشتر شما نیاز دارد، مهم است. برخی اضطراب های جدایی، عادی هستند اما یک الگوی مداوم و تکرار شونده ممکن است نشانگر این باشد که فرزند شما توجه مورد نیازش را از پرستارش دریافت نمی کند. گریه هنگامی که فکر می کند با پرستار تنها گذاشته می شود کاملاً طبیعی است چرا که کودک ترجیح می دهد پیش والدینش بماند. اما داشتن واکنش هیجانی منفی و شدید نسبت به یک فرد، نشانه خطر است. آیا کودک شما هر گاه که از والدین جدا می شود گریه می کند یا فقط هنگامی که قرار است نزد این پرستار خاص برود؟ اگر این مشکل فقط در مورد پرستار وجود دارد، زمان بررسی مجدد وضعیت مراقبت از کودک تان فرارسیده است.

 

زخم، بریدگی، کبودی و خون مردگی در حوادث مکرر: داشتن چند جای زخم و بریدگی، بخش طبیعی از زندگی سالم و پر جنب و جوش دوران کودکی است، اما تعداد غیرقابل توجهی از حوادث می تواند نشانه هشداردهنده ای از مراقبت ضعیف یا حتی تنبیه جسمی باشد. اگر کودک شما هنگامی که پیش پرستار است حوادث زیادی از این قبیل برایش پیش می آید، سریعاً موضوع را مورد بررسی قرار دهید تا چنانچه اقدام دیگری لازم است، صورت گیرد.

 

کودک شما باید هم با خود شما و هم با پرستارش احساس راحتی کند و افکار، ملاحظات، احساسات و مشکلاتش را به راحتی در میان بگذارد. اگر کودک تان در برقراری ارتباط با پرستارش مشکل دارد ممکن است نشانه این باشد که حمایت عاطفی و راهنمایی مورد نیازش را از او دریافت نمی کند.

 

گریه هنگامی که فکر می کند با پرستار تنها گذاشته می شود کاملاً طبیعی است چرا که کودک ترجیح می دهد پیش والدینش بماند. اما داشتن واکنش هیجانی منفی و شدید نسبت به یک فرد، نشانه خطر است.

 

نافرمانی و حرف نشنوی

 

بروز ناگهانی نافرمانی یا حرف نشنوی غیرقابل توجیه می تواند نشانه ای از وجود مشکل با پرستار باشد. به منظور حفظ پایداری و سازگاری، تنظم یک نقشه و الگوی رفتاری برای پرستار بچه ضرورت دارد. رفتار نامناسب کودک ممکن است نشانه این باشد که پرستار به وظایف خود در زمینه رعایت مقررات و انضباط، رفتار اجتماعی مناسب و رشد شخصیت کودک، درست عمل نمی کند.

 

تغییر ناگهانی در رفتار شاید هشدار دهنده ترین نشانه باشد. این رفتارها ممکن است در خانه، در بین همسالان یا حتی در حین خواب بروز داده شود. مثلاً کودکی که پیش از این مشتاق بیرون رفتن از خانه بوده، بدخلق و کناره گیر شود یا کودکی که خوش اخلاق و گرم بوده، نشانه های خشم و عصبانیت بروز دهد. اگر متوجه تغییر رفتار کودک خود یا تغییر الگوی خواب او شدید، فوراً وضعیت را مورد بررسی قرار دهید تا راه حلی برای مشکل بیابید.

 

 

 

ماهنامه کودک

 

[ شنبه 21 خرداد 1390 ] [ 20:35 ] [ مامان مریم ] [موضوع : تربیتی] [ ]
چون حوصله نداریم رشوه میدیم

چون حوصله نداریم رشوه میدیم

 

 

بچه‌ها چرا لجبازی می‌کنند؟

 

لجبازی کودکان از رفتارهای شایعی است که به شکایت بسیاری از والدین منجر می‌شود. وقتی کودکان درخواستی دارند یا والدین، آنها را مجبور به انجام عملی برخلاف میل‌شان می‌کنند، لجباز می‌شوند و اگر انتظارات والدین از کودکان منطقی باشد و وظایف درستی برای آنان تعیین کنند، آنها نیز رفتاری مطلوب نشان می‌دهند. کودکان برای کنار آمدن با دیگران به قوانین ساده و روشن نیازمندند. نباید از کودکان بخواهیم هر آنچه می‌گوییم انجام دهند. کودکان در سنین پیش‌دبستانی دوست دارند خودشان تصمیم بگیرندو درکارهای مربوط به خود مستقل باشند. تنها در مواردی کودک، لجباز به شمار می‌آید که بیش از نصف دستورات والدین را انجام ندهد. گاهی نیز توجه زیاد والدین به رفتارهای نامناسب کودکان موجب می‌شود که رفتارهای نادرست آنان تقویت شود؛ به طوری که کودکان به دلایل مختلف به جر و بحث کردن، نق زدن و مجادله کردن متوسل می‌شوند. بعضی اوقات نیز علت لجبازی کودکان این است که والدین در برابر لجبازی‌های آنها رفتار ثابتی ندارند. برای مثال، یک روز هیچ عکس‌العملی در برابر لجبازی نشان نمی‌دهند و روز دیگر از آنها می‌خواهند مطابق با خواسته آنها رفتار کنند.

 

یعنی اگر همیشه با کودکان رفتار ثابتی داشته باشیم، کمتر لجبازی می‌کنند؟

 

معمولا اینطور است. نحوه دستوردادن والدین نیز موثر است. اگر والدین زیاد دستور بدهند، کودکان خسته می‌شوند و از انجام آن خودداری می‌کنند. گاهی کودکان برای آن دستوری را اجرا نمی‌کنند که کسی به آنها یاد نداده چگونه آن کار را انجام دهند. برای مثال، کودک طرز استفاده از قاشق و چنگال را نیاموخته اما والدین توقع دارند آداب صحیح غذا خوردن را رعایت کنند.

 


گاهی نیز توجه زیاد والدین به رفتارهای نامناسب کودکان موجب می‌شود که رفتارهای نادرست آنان تقویت شود؛ به طوری که کودکان به دلایل مختلف به جر و بحث کردن، نق زدن و مجادله کردن متوسل می‌شوند.

 

برای رفع این مشکل باید چه کار کرد؟

 

باید در مورد دستوراتی که به کودک می‌دهیم، قوانین را مستقیم و واضح بیان کنیم. باید با کودک صمیمی ‌شویم و به او توجه کنیم؛ در کنار او بنشینیم، به چشم‌هایش نگاه کنیم و نام او را به زبان بیاوریم و او را به انجام کار تشویق و یا از انجام کاری نهی کنیم. از طرفی باید در خواست‌های خود را به طور واضح و روشن بیان کنیم: «ساراجان! موقع خواب است، برو لباس خوابت را بپوش»و اگر می‌خواهید کودک‌تان از انجام کار خاصی خودداری کند، باید قبلا یک بار مساله را به او گفته باشید: «سینا! روی مبل نپر» و در صورت انجام دستور از او تشکر کنید. اگر می‌خواهید کار جدیدی مثل آماده شدن برای خواب را به کودک‌تان یاد بدهید، باید یک بار توضیح دهید، پنج دقیقه صبر کنید، سپس خواسته خود را یک بار دیگر تکرار کنید و اگر می‌خواهید کودک از انجام کار خاصی خودداری کند، باید از تکرار مرتب آن اجتناب کنید. اگر کودک ظرف پنج دقیقه کار مورد نظر را انجام نداد، از دلایل متناسب با موقعیت استفاده کنید.
کودک لجباز

 

کودک باز به حرف‌مان گوش نداد، چه؟

 

باید در همان موقع که مشغول فعالیت خاصی مانند تماشای تلویزیون یا بازی خود بود، فعالیت او را قطع کنید (تلویزیون را خاموش کنید یا اسباب بازی را بردارید) و به کودک در مورد دلیل انجام این کار توضیح دهید: «کاری که ازت خواستم انجام ندادی و برای همین، تلویزیون تا 10 دقیقه خاموش خواهد بود!‍» البته برای حذف یک فعالیت (ندیدن تلویزیون) پنج تا 10 دقیقه کافی است و باید از شکایت، اعتراض و بحث با کودک خودداری کنید و در صورتی ‌که زمان مورد نظر برای اصلاح رفتار کودک به اتمام رسید، اجازه فعالیت دوباره را داده یا اسباب‌بازی را به کودک بدهید. اگر بعد از شروع دوباره فعالیت یا برگرداندن اسباب بازی، لجبازی ادامه داشت، دلایل منطقی خود را تکرار کنید و به او فرصت طولانی تر (مثلا بقیه روز) بدهید. البته گاهی اوقات می‌خواهید کودک کار جدیدی را شروع کند، در حالی ‌که او به راحتی آن را نمی‌پذیرد. مثلا می‌خواهید کودک در ساعت معینی بخوابد، در حالی ‌که دیگر افراد خانواده بیدار هستند. در صورت ادامه مشکل رفتاری کودک، به او توجه نکنید. او را روی صندلی دور از دیگر افراد خانواده بنشانید و به او بگویید «برای دو دقیقه باید ساکت بنشینی» و دیگر به او توجه نکنید. اگر کودک ساکت ننشست، از محروم کردن استفاده کنید و به او بگویید: «چون دو دقیقه ساکت ننشستی، به همین دلیل تو را از این کار محروم می‌کنم»
محروم کردن یعنی حذف فعالیت خاصی که در آن زمان کودک انجام می‌دهد؛ مثلا بازی با اسباب بازی یا تماشای تلویزیون. او را به یک اتاق دیگر (غیر از اتاق خودش ) بفرستید و با در نظر گرفتن سن کودک، بین 3 تا 8 دقیقه اجازه ندهید از اتاق خارج شود.

 

روش محروم کردن به چه معناست؟

 

محروم کردن یعنی حذف فعالیت خاصی که در آن زمان کودک انجام می‌دهد؛ مثلا بازی با اسباب بازی یا تماشای تلویزیون. او را به یک اتاق دیگر (غیر از اتاق خودش ) بفرستید و با در نظر گرفتن سن کودک، بین 3 تا 8 دقیقه اجازه ندهید از اتاق خارج شود. اگر در این مدت کودک ناراحت یا عصبانی شد، به او توجهی نکنید و در صورتی که از اتاق خارج شد، او را به اتاق برگردانید. در صورتی ‌که بعد از اتمام زمان مورد نظر کودک دستورات شما را انجام داد، او را تشویق کنید. در صورت سرپیچی او از روش ساکت کردن یا محروم کردن استفاده کنید و تا زمانی که کودک به رفتار جدید عمل نکرده است، روش‌های قبلی را تکرار کنید اما تاکید می‌کنم که تنبیه بدنی به هیچ عنوان و در هیچ شرایطی توصیه نمی‌شود و به پدر و مادران توصیه می‌شود به جای لجبازی و تنبیه و حتی فریاد زدن بر سر کودک، مهارت‌های رفتار با وی را آموخته و به کار ببرند.

 

مثال می‌زنید؟

 

همان‌طور كه ما بزرگ‌ترها قبل از رفتن به مهمانی یا گردش نیاز داریم خود را آماده كنیم، فرزندان ما هم نیاز دارند كه آماده شوند. البته نیاز آنها با نیاز ما اندكی تفاوت دارد. پس بهتر است زمان رفتن به مهمانی یا گردش را یك ساعت قبل از حركت به كودك یادآور شویم تا بتواند با كمك بزرگ‌ترها آماده شود. متاسفانه بعضی از والدین كمی قبل از حركت به كودك می‌گویند آماده شود و این كار باعث لجبازی و مخالفت او می‌شود چون دایم به او تذكر می‌دهیم كه زود باش، سریع‌تر، دیر شد و به جای اینكه سرعت كودك را برای آماده شدن بیشتر كنیم ،‌ موجب می‌شویم كه مخالفت كند.

 

حرف آخر؟

 

اگر كودك برای رسیدن به مطلوب خود، چه درست و چه نادرست، شروع به گریه و داد كشیدن كند و از این راه بخواهد به خواسته خود برسد و والدینی كه به اصطلاح حوصله ندارند با دادن امتیاز (رشوه) به كودك او را ساكت ‌كنند، باعث پرورش لجبازی در او می‌شوند. پس پدر و یا مادر باید از دادن هرگونه رشوه و پاداش به كودك خودداری كند. البته تشویق برای كارهای خوب و مثبت كودك با رشوه دادن فرق دارد زیرا تشویق باعث رشد اعمال نیك و حركت به سوی ترقی می‌شود اما باید توجه داشت كه تشویق و پاداش، باید به اندازه و درخور كار او باشد. حتی گاهی بهتر است وقتی فرزندمان شروع به داد و بیداد می‌كند خیلی خونسرد و بی‌توجه از كنار مساله عبور كنیم، به طوری كه یا متوجه نشده‌ایم و یا موضوع برایمان اهمیت ندارد. بعد از ساکت شدن او می‌توانیم در مورد اتفاق پیش آمده با کودک صحبت کنیم و دلایل رفتارمان را برای او توضیح دهیم.

 

 

 

 

 

تبیان

 

[ شنبه 21 خرداد 1390 ] [ 20:33 ] [ مامان مریم ] [موضوع : تربیتی] [ ]
با کودک بیمار خود چگونه رفتار کنیم

با کودک بیمار خود چگونه رفتار کنیم

   

 

یکی از دغدغه های والدین در تربیت فرزندانشان، نحوه برخورد آنان با کودک در زمان بیماری است. آنها به خاطر شرایط خاص فرزندشان دچار سردرگمی می شوند؛ می ترسند محبتی که در این برهه لازم و ضروری است افراطی شود و بعد از سپری شدن دوران نقاهت، کودک همچنان خواستار آن توجه های افراطی باشد و ...

 

بسیاری از والدین از نحوه برخورد با کودک بیمار مطلع نیستند و با راهکارهای صحیح تیمار کودک آشنا نیستند. در این مقاله سعی بر آن شده است که ابتدا نحوه برخورد با کودک بیمار توضیح داده شود و سپس روش های دارو دادن به کودکی که از خوردن دارو امتناع می کند، توضیح داده شود.

 

راهکارهای برخورد با کودک بیمار

 

 

 

با محبت بیشتر خود، به کودک احساس امنیت بدهید. حس امنیت یک کودک از اعتماد درونی او نشات می‌گیرد. وقتی او بیمار است یا دچار صدمه‌ای شده، بدون او آن شور که باید، عمل نمی‌کند و این ممکن است منجر به احساس ناامنی در او شود. شما با محبت و توجه بیشتر، می‌توانید به این حس امنیت، نیرویی دوباره ببخشید.

 

 

 

کودک را به ابراز هر نوع نگرانی تشویق کنید. احساس بیماری یا آسیب جسمی‌ممکن است هر نگرانی را در کودک برانگیزد. ترس از اینکه هیچ وقت بهبود نمی‌یابد یا عصبانیت از شما چون کمکش نمی‌کنید که زودتر خوب شود. افکار و احساسات او را طبق شرایط سنی‌اش درک کنید. گاهی اوقات، کودک این افکار و احساسات را به طور مستقیم بیان نمی‌کند بلکه از آنچه برای دوستش اتفاق افتاده حرف می‌زند یا از یک شخصیت داستانی تلویزیون سخن می‌گوید. کودک را تشویق کنید تا در مورد بیماری اش حرف بزند. شما ممکن است از یک کودکی که به راحتی حرف می‌زند، بخواهید که در مورد بیماری اش بگوید؛ لازم به ذکر است که شما باید از کودکان کوچکتر یا آنهایی که به درستی حرف نمی‌زنند نیز بخواهید که به عضو آسیب دیده یا ناراحت، اشاره کنند. طوری حرف نزنید که کودک بزرگتر، احساس بچگی کند یا با سوالات مکرر و اضافی در آن واحد منجر به گیجی او شوید.
کودک بیمار

 

کمک کنید خود کودک بگوید چه می‌شود. می‌توانید با این پرسش شروع کنید: فکر می‌کنی چه خواهد شد؟ شاید او براساس دفعه قبلی که بیمار بوده یا آسیب جسمی‌داشته، انتظاراتی داشته باشد. در این صورت، به سادگی به او بگویید که باید انتظار چه چیزی را داشته باشد- چطور نزد یک دکتر، یا بیمارستان خواهد رفت- یا خیلی ساده استراحت کرده تاسرماخوردگی بهبود یابد. تا وقتی نپرسیده، اطلاعات اضافی به او ندهید. کودک را تشویق کنید تا احساسش را بازگو کند، بدین ترتیب گفتگوی شما دو جانبه و به صورت تبادل نظر خواهد بود نه یک سخنرانی یک جانبه.

 

 

 

به کودک کمک کنید تا چشم اندازی مثبت داشته باشد. بااین پرسش آغاز کنید که فکر می‌کند چه زمانی خوب شده و چطور بهتر می‌شود. از افکار مثبت او حکایت کنید و با بیان کارهایی که می‌توانند در بهبود او نقشی داشته باشند، به کودک مایوس و ناامید کمک کنید، به عنوان مثال: استراحت کافی و خوردن. به او اطمینان دهید که در این راه همراه او خواهید بود.

 

از افکار مثبت او حکایت کنید و با بیان کارهایی که می‌توانند در بهبود او نقشی داشته باشند، به کودک مایوس و ناامید کمک کنید

 

آداب خوراندن دارو به كودك

 

 

 

ثابت شده است كه خوراندن دارو به كودك یكی از دشوارترین وظایف والدین در دنیا، از قبل تاكنون، به شمار می رود. كودكان درك درستی از آنچه به عنوان دارو به آنها خورانده می شود، ندارند. آنها تحت كنترل غرایز ذاتی خود بوده و بیشتر تحت تاثیر عوامل خارجی هستند. می توانند هنگام خوردن دارو یكدنده و لجباز عمل كرده و به شدت از همكاری كردن دوری كنند. در این موقعیت تنها آن صبر و حوصله والدین مورد نیاز است. والدین باید بدانند كه با عصبانیت و داد و بیداد فقط آنها را بیشتر عصیانگر می كنند و این برخورد هیچ سودی ندارد. در این هنگام صحبت كردن با كودك تنها كلید موفقیت شماست. برای دارو دادن به كودك خود به موارد زیر توجه كنید.

 

 

 

نكات لازم در خوراندن دارو به كودكان
کودک بیمار

 

با استفاده از روش های ساده و سرگرم کننده می توانید کودک بیمار خود را آرام کرده و برای دقایقی او را مجبور به همکاری با خود کنید. علت مخالفت آنها بیشتر برای نشان دادن استقلال و بی نیاز بودن آنها به دیگران است و حرف زدن در این مورد با آنها بی فایده است. بهترین روش برای مطیع کردن کودکان بدون فریاد زدن یا تهدید کردن چیست؟ با کمی خلاقیت و حوصله، می توانید حواس فرزندتان را به کار مورد نظر جلب نمایید. هنگامی که قرار است پزشک آمپولی را به کودکتان تزریق کند، یا مجبور هستید به او داروی تلخی را بخورانید با به کارگیری روش های زیر می توانید فکر او را به جای دیگری مشغول کنید.

 

 

 

- او را بخندانید: خنداندن کودکان بهترین راه برای دارو دادن به آنها است.وقتی که آنها می خندند، نه تنها فکرشان به جای دیگری مشغول نیست بلکه دهانشان نیز کامل باز است. سعی کنید با گفتن جوک های بامزه و شکلک درآوردن فرزندانتان را بخندانید.

 

 

 

- خاطرات دوران کودکی خود را تعریف کنید: بهترین روش برای سرگرم کردن فرزندانتان در مواقع ضروری داستان گفتن است، حتی اگر داستان ساختگی باشد. به عنوان مثال اگر در از خوردن دارو امتناع می کند، بگویید: «عزیزم تو می دانی، وقتی که مامان، بچه بود، او همیشه از خوردن داروها اجتناب می کرد تا این که یک روز ...» در عین حال شما نیز می توانید قدرت تخیل خود را امتحان کنید. با گفتن داستان های طولانی، می توانید زمان بیشتری فرزندتان را سرگرم کنید و به هدف اصلی خود نائل آئید.

 

 

 

- آهنگین و موزون صحبت کنید: با لحنی موزون می توانید فرزندتان را به خوردن دارو تشویق کنید. همچنین می توانید زمان آواز خواندن یک یا دو کلمه را اشتباه تلفظ کنید. با این کار حواس فرزندتان به اشتباه شما بیشتر از دارو خوردن جلب می شود.

 

 

 

- با تصوراتتان، حواس کودکان را پرت کنید: با صبر و حوصله و خلاقیت می توان کارهایی که به تحرک کمتری نیاز دارد مانند اندازه گیری درجه حرارت بدن را راحت تر انجام داد. هنگامی که از دماسنج استفاده می کنید، بگویید: «الان یک فرشته کوچک اینجاست. می دانی او چه کار می کند؟» به همین صورت مکالمه را برای چند ثانیه یا چند دقیقه که لازم است او را آرام بنشیند ادامه دهید، «فرشته کوچک یک پشتک زد. وای چقدر جالب! الان او جلوی ما ایستاده»!

 

 

 

-رازی را به او بگویید: اگر تا ?? دقیقه دیگه وقت دکتر دارید و فرزندتان سوار ماشین نمی شود، خم شده و در گوش او بگویید: «من یک راز خیلی مهمی را می خواهم به تو بگویم. می خواهی آن را بشنوی؟» وقتی که با سر «بله» گفت او را بغل کنید و چیزهای جالب و شیرینی را در گوشش بگویید، سپس با سرعت او را در صندلی ماشین قرار دهید.

 

 

 

- او را غلغلک دهید: اگر با به کار بستن تمام این کارها شکست خوردید و به بن بست رسیدید، سعی کنید او را غلغلک دهید. این کار سریع، راحت و نشاط آور است. قبل از این که متوجه شوید، فرزندتان دارویش را خورده است.

 

 

 

- هنگام خوراندن دارو به صحبت های كودك گوش داده و سعی كنید مشكلات او را در خوردن دارو بفهمید. فهم مشكل به شما كمك می كند تا دلایل پنهان آن را بدانید كه به حل مساله منجر می شود.

 

 

 

-از آنجایی كه كودك اهمیت خوردن داروی داده شده را نمی داند پس تلاش بر نخوردن آن می كند. در نتیجه آگاهی كودك به مزایا و فواید و اهمیت دارو، وی را تشویق به خوردن آن می كند.
کودک بیمار

 

 

 

- اگر به فرض كودكی مجبور بود داروی خاص خود را در ساعات مدرسه مصرف كند و از خندیدن یا مسخره كردن دیگر همكلاسی های خود هراس دارد در چنین شرایطی با مسوولان مدرسه هماهنگی های لازم را انجام داده تا كودك داروی خود را دور از جمع مصرف كند.

 

 

 

- اگر كودك در قورت دادن/ بلعیدن قرص و دارو مشكل دارد سعی كنید با بازی و شوخی و خنده آن را به كودك دهید. حتی می توانید با نوشیدنی مورد علاقه، كودك را به قورت دادن دارو تشویق كنید. در غیر این صورت قرص را به قطعات كوچك تر تبدیل كنید تا راحت تر خورده شود و اگر دارو به شكل كپسول است محتوای آن را داخل مربا یا سس بریزید. داروی كودك را به سرعت بخورانید و به دنبالش نوشیدنی به وی دهید.

 

 

 

- اگر كودك تان طعم و مزه دارویی خاص را دوست ندارد وادارش كنید دهانش را با مایعی نوشیدنی پر كند و سپس دارو را به سرعت قورت دهد. این عمل باعث می شود مزه دارو كمتر حس شود. علاوه بر آن می توانید دارو را به همراه خوراكی شیرین مصرف كند تا مزه تلخ دارو كمتر معلوم شود.

 

 

 

- پس از اینكه كودك داروی خود را خورد ابراز خوشحالی كرده و از وی كمی قدردانی كنید. این كار حس اعتماد به نفس كودك را بالابرده و باعث می شود در دفعات بعدی داروی خود را راحت تر ببلعد.

 

 

 


بخش خانواده ایرانی سایت تبیان

 

[ شنبه 21 خرداد 1390 ] [ 20:26 ] [ مامان مریم ] [موضوع : تربیتی] [ ]
نقش کتاب در زندگی کودکان

نقش کتاب در زندگی کودکان

   

 

گروهی از محققان بر این باورند که نه تنها علاقه به کتاب در کودکان امری وراثتی نیست بلکه ما می توانیم این امر را در کودک خود تقویت یا تضعیف کنیم.

 

نقش کتاب در زندگی کودکان

 

کودکان در ماه های اولیه زندگی، با پاره کردن و ورق زدن کتاب ها در واقع نوعی ارتباط با کتاب و دنیای مطالعه برقرار می کنند. واکنش های مثبت و یا منفی والدین به این امر می تواند زمینه ای برای ایجاد علاقه و یا بی میلی کودک به کتاب در سالهای بعدی زندگی او و حتی در بزرگسالی شود.

 

اغلب والدین گمان می کنند بچه ها از اسباب بازی بیشترین لذت را می برند و مدام در حال تهیه اسباب بازی برای آنها هستند و به نقش کتاب به عنوان نوعی سرگرمی برای آنها نگاه می کنند. اما براساس یافته های اخیر، اسباب بازی ها نقش کمرنگ تری در رشد ذهنی کودک نسبت به کتاب دارند،به طوریکه در کشورهای پیشرفته وجود کتابخانه در اتاق کودک حتی از تخت خواب او مهم تر است و کتاب ها نقش بسیار زیادی در پرورش قوای ذهنی کودکان دارند.

 

کودک در ماه های اولیه زندگی با پاره کردن کتاب نوعی تخلیه انرژی می کند و پس از آن به آرامش درونی می رسد که این آرامش برای او توام با شادی خواهد بود و او در بزرگسالی می آموزد که با کتاب می تواند به آرامش و شادی برسد و این در وی نهادینه می شود.

 

گروهی از محققان بر این باورند که نه تنها علاقه به کتاب در کودکان امری وراثتی نیست بلکه ما می توانیم این امر را در کودک خود تقویت یا تضعیف کنیم.

 

براساس یافته های اخیر، اسباب بازی ها نقش کمرنگ تری در رشد ذهنی کودک نسبت به کتاب دارند.

 

خواندن کتاب هنگام خواب برای کودک این امکان را برایش فراهم می آورد تا او خواب آسوده تری داشته باشد.

 

همچنین باعث ایجاد سوالاتی در ذهنش می شود که با فکر کردن درباره این سوالات و یافتن پاسخ برای آنها افزایش هوش و سطح هوشیاری را برای کودک به همراه خواهد داشت.

 

خواندن کتاب برخلاف تماشای تلویزیون باعث ایجاد تمرکز در کودک می شود و این تمرکز برای کودک حس آرامش را به همراه خواهد داشت.

 

خواندن کتاب های داستان برای کودکان باعث ایجاد حس مقایسه در ذهن کودک میان شخصیت های خوب و بد می شود و کودک با پیام داستان متوجه می شود که همیشه شخصیت ها و خصلت های خوب پیروز هستند و همین امر سبب ایجاد ویژگی های مثبت در کودکان می شود.

 

والدین گمان می کنند که کودکان تنها به داستان ها برای گذران وقت گوش می دهند اما این طور نیست، آنها ممکن است ساعت ها پس از خواند کتاب به آن داستان فکر کنند و حتی خود را جای شخصیت های داستان بگذارند.

 

کودکان از داستان ها می آموزند و به همین خاطر سال ها داستان ها در ذهن آنها باقی می ماند.

 

کتاب خواندن برای کودک بسیار مفید است و ذهن آن ها را پویا و حس اعتماد به نفسش را افزون می کند.

 

بخش خانواده ایرانی تبیان

 

[ شنبه 21 خرداد 1390 ] [ 20:24 ] [ مامان مریم ] [موضوع : تربیتی] [ ]
شهرزاد قصه گو باشید

 

   

 

محیط خانه و قصه گویی توسط والدین تاثیرات بهتر و ماندگارتری داشته و اگر همراه با نوازش و تماس بدنی باشد ، کودک را به آرامش بیشتری سوق می دهد .

 

قصه گویی

 

علاقه و رغبت به مطالعه، ریشه در دوران خردسالی و تلاش والدین برای ترغیب کودک به و قصه و قصه خوانی برای کودک دارد. کودک خردسال از شنیدن زمزمه آهنگین مادر و قصه گویی او لذت فراوان می برد. پس از دو سالگی کودک علاقه فراوانی به تماشای کتابهای مصور از خود نشان می دهد. باید توجه داشت که در این دوره کتابهایی با تصاویر بزرگی از انسانها، جانوران و دیگر اشیای آشنا با رنگهای روشن در اختیار کودکان گذاشته شود. به هنگام تماشای این تصاویر کودک علاقه فراوانی به شنیدن داستانهایی کوتاه درباره آنها دارد؛ اگر چه ممکن است وی معنای بسیاری از واژه ها را نداند اما شنیدن صدای داستان گو و دیدن حرکات چهره وی برایش بسیار خوشایند است. در چنین موقعیتی چنانکه کودک در آغوش مادر باشد لذت دو چندان خواهد برد. مطالعات نشان داده که محیط خانه و قصه گویی توسط والدین تاثیرات بهتر و ماندگارتری داشته و اگر همراه با نوازش و تماس بدنی باشد ، کودک را به آرامش بیشتری سوق می دهد . در مجموع بر حضور قصه گو(یکی از والدین به خصوص مادر) در کنار کودک تاکید ویژه ای شده است و روش هایی مثل نوار قصه نمی تواند کارایی لازم را داشته باشد . حتی برنامه های تلویزیونی و رادیویی قصه گویی را هم نمی توان معادل حضور ملموس قصه گو(یکی از والدین) قلمداد کرد .

 

تمامی این تجربیات در کودکی در ایجاد علاقه و رغبت به مطالعه در دوران بعدی تاثیر فراوان و بسزایی می بخشد. این تجربیات نه تنها در میزان مطالعه، بلکه در انتخاب موضوع برای مطالعه نیز تاثیر دارد.

 

محیط خانه و قصه گویی توسط والدین تاثیرات بهتر و ماندگارتری داشته و اگر همراه با نوازش و تماس بدنی باشد ، کودک را به آرامش بیشتری سوق می دهد .

 

قصه چه تاثیراتی بر کودکان دارد؟

 

اگر بخواهیم بر اهمیت و ضرورت قصه و قصه گویی برای کودکان تاکید کنیم باید بگوییم که قصه گویی و یا کتاب خوانی برای کودکان موجب:

 

 

 

انتقال مفاهیم: قصه به دلیل کشش، زیبایی و انگیزش کنجکاوی می‌تواند بسیاری از مفاهیم را به دنیای کودک انتقال بدهد. روش غیر مستقیم انتقال مفاهیم نه تنها باعث جذب بهتر و سریع‌تر مفاهیم به ذهن و زبان کودک می‌شود بلکه فهم آن‌ها را عینی‌تر و ساده‌تر می‌سازد. به همین دلیل می‌توان داستان را از جدی‌ترین و بنیادی‌ترین روش‌های انتقال مفاهیم به دنیای مخاطب به ویژه کودکان دانست.

 

 

 

انتقال ارزش‌ها: قصه‌ها در طرح فضیلت‌ها و نفی ضدّ ارزش‌ها و رفتارهای زشت و ناروا تأثیری ژرف دارند. از دیر باز تاکنون، و در همه ملت‌ها و اقوام این ویژگی از شاخص‌ترین خصوصیات داستان‌ها و داستان‌گویان بوده است.

 


تقویت خلّاقیت:

 

کودکان پس از شنیدن داستان، گاه خود به داستان‌گویی می‌پردازند یا با اسباب بازی‌های خود داستان را نمایش می‌دهند یا به تغییر بخشی‌هایی از داستان می‌پردازند و بنا به علاقه و دنیای خاص خود نام‌ها یا صفحه‌ها و حوداث داستان را تغییر می‌دهند. گاه نیز رفتارهای بدیع و مبتکرانه در کودک دیده می‌شود که محصول قصه‌های شنیده یا خوانده و یا دیده شده است.


قصه گویی

 

تقویت حس کنجکاوی:

 

قصه‌ها به دلیل زنجیره حوادث، کودکان را وادار می‌کنند که به تعقیب حوادث بپردازند و یا آنچه را که در قصه شنیده در دنیای بیرون جستجو کنند. کودک پس از شنیدن داستان انگیزه‌ بیشتر وکنجکاوی افزون‌تری برای انجام چنین کاری خواهد داشت.

 

 

 

زبان آموزی:

 

سنین یک و نیم تا سه سالگی، سنی است که برای رشد و پیشرفت کودک در زبان آموزی بهتر است که کودکان از لحاظ کلامی و یادگیری کلمات جدید، مورد بمباران کلمات جدید قرار گیرد. یکی از این اقدامات می تواند شامل قصه گویی و کتاب خوانی برای کودکان باشد. قصه‌ها، کودک را با واژه‌ها، اصطلاحات، ضرب المثل ها و... آشنا می‌سازند به همین دلیل قصه‌ها نقش مهم و جدی در زبان آموزی ایفا می‌کنند.

 

 

 

پرورش قدرت تخیل:

 

در قصه‌ها عنصر تخیل بسیار قوی و مؤثر است بسیاری از قصه‌ها دارای عناصر تخیلی هستند. تخیل کودک با شنیدن و خواندن داستان پرورش می‌یابد.گاه دیده شده است که کودک در بیان داستانی که شنیده است به دخل و تصرف می‌پردازد یا داستانی بر همان مبنا می‌سازد اگر این تخیل جهت داده شود، کشف استعداد کودکان در زمینه‌های ادبی و هنری هموار می‌شود. قصه گویی یکی از بهترین راه‌های کشف توان و استعداد کودکان است.

 

 

چرا داستانها برای کودکان جذاب هستند؟

 

داستانها به کودکان این اجازه را می دهند که از طریق تخیل دنیای جدیدی را تجربه کنند و همچنین این داستانها باعث یادگیری و شناخت شخصیتها، رویدادها، تعارضها، راه حلها و حتی در شکل گیری اصول اخلاقی و شخصیتی کودکان بسیار نقش دارد به طوری که بسیاری از افراد، از داستانهای دوران کودکی شان به عنوان رویایی تکرار ناپذیر یاد می کنند.

 

لذا با توجه به اهمیت داستان و داستان خوانی برای کودکان، باید به این اصول توجه داشت:

 

داستانها به کودکان این اجازه را می دهند که از طریق تخیل دنیای جدیدی را تجربه کنند و همچنین این داستانها باعث یادگیری و شناخت شخصیتها، رویدادها، تعارضها، راه حلها و حتی در شکل گیری اصول اخلاقی و شخصیتی کودکان بسیار نقش دارد

 

*قبل از شروع قصه خوانی برای کودکان، داستان را یکبار بازخوانی کنید و سعی کنید کلمات کلیدی اش را به ذهن بسپارید.

 

*چه فرزندتان توانایی خواندن داشته باشد و چه نداشته باشد، در هنگام قصه خواندن کتاب را طوری قرار دهید که فرزندتان نیز شاهد صفحه کتاب باشد تا از این طریق یا جملات را دنبال کند و یا اگر توانایی خواندن ندارد عکسها را جستجو کند ولی توجه داشته باشید که اگر در هنگام قصه گویی از حافظه تان استفاده کنید، این گام موثر، حذف خواهد شد.

 

*سعی کنید در هنگام قصه خواندن برای کودکتان، هر از چند گاهی تماس چشمی با او را حفظ کنید. کودکان خیلی زود حواسشان پرت شده و تمرکزشان را از دست می دهند. ایجاد و حفظ این تماس چشمی باعث حفظ توجه و تمرکز کودکان می شود.
قصه گویی

 

*سعی کنید از طریق پرسیدن سوالاتی از کودکان(در مورد داستان) آنها را در فرآیند قصه گویی مشارکت دهید و یا اگر در طی این داستان یک سری شعر و یا واژه دایما تکرار شود(مانند داستان حسنی) این اشعار را با کودکتان همسرایی کنید.

 

*سعی کنید برای شخصیتهای مختلف داستان، صداهای متفاوتی را ادا کنید تا کودکتان بهتر متوجه شخصیت پردازی های داستان گردد.

 

*اسم برخی از شخصیتهای داستان را با اسم کودکتان و اسم دوستانش تغییر دهید و حتی اگر تمایل داشتید و داستان گنجایش داشت می توانید شخصیتهای بیشتری را به داستان اضافه کنید.

 

* وقتی داستان خوانی تان به پایان رسید، سعی کنید از کودکتان بخواهید که خلاصه ای از داستان را برای شما بازگو کند. این اقدام به کودکان کمک می کند تا بیاموزند که چگونه توالی اتفاقات و رویدادها را در ذهن حفظ کرده و ابتدا، میانه و انتهای داستان را از هم تمیز دهند. همچنین با این کار کودکان می توانند توالی و رابطه های معنادار را کشف کرده و نسبت به وضعیت خود بینش عمیق تری به دست می آورند.

 

 

 

 

 

بخش خانواده ایرانی سایت تبیان

 

[ شنبه 21 خرداد 1390 ] [ 20:17 ] [ مامان مریم ] [موضوع : تربیتی] [ ]
مادر بهترين همبازي

مادر ، بهترین همبازی

   

 

یکی از هنر های یک مادر خوب ، توانایی او در بر قراری ارتباط مناسب با فرزندش در سنین مختلف می باشد. اولین ارتباط که می تواند خیلی مهم و مفید باشد، بازی کردن با کودک است.

 

انداختن، قل دادن و گرفتن توپ، موجب افزایش هماهنگی بین دست و چشم او می‌شود و سرعت و مهارت‌های حركتی كودك را افزایش می‌دهد.

 

 

 

كودك شما بین 3 تا 7 ماهگی یاد گرفته است كه اشیای مختلف را با دست بردارد، اما هماهنگی كامل دست كه او را قادر می‌كند توپ را قل بدهد یا به سمت چیزی یا كسی پرتاب كند، معمولا بین 18 ماهگی تا 3 سالگی حاصل می‌شود.

 

 

 

او ابتدا قل دادن توپ، سپس پرت كردن آرام را روی زمین یاد می‌گیرد، بعد برداشتن توپ و پرتاب آن به سمت پایین و در نهایت پرتاب توپ به سمت بالا را فرا خواهد گرفت. پس اگر كودك شما هنوز 2 ساله نشده است، آموزش نحوه استفاده از توپ را با بازی‌هایی كه شامل حركت دادن آن روی زمین و به اصطلاح قل دادن توپ می‌شوند و برای او راحت‌تر هستند و كمتر او را می ترسانند، آغاز كنید.

 

وقتی یك توپ آرام روی زمین به سمت او می‌آید، او نمی‌ترسد اما یك توپ كه در هوا با سرعت زیاد مستقیم به طرف سر یا بدن او حركت كند، ممكن است برای كودك ترسناك باشد. در داخل منزل می‌توانید از توپ‌های نرم یا اسفنجی به همراه یك سطل یا سبد به عنوان هدف، استفاده كنید. اگر در منزل شما یك راهروی طولانی وجود دارد، می‌توانید یك بازی بولینگ ساده برای او ترتیب بدهید.
كودكان معمولا چپ دست یا راست دست بودن خود را در سال دوم زندگی نشان می‌دهند، پس می‌توانید به دنبال علائم این مطلب باشید. اما ممكن است انتخاب كودك در طول مراحل بعدی رشد، تغییر كند؛

 

كودكان معمولا چپ دست یا راست دست بودن خود را در سال دوم زندگی نشان می‌دهند، پس می‌توانید به دنبال علائم این مطلب باشید. اما ممكن است انتخاب كودك در طول مراحل بعدی رشد، تغییر كند؛ پس اگر كودك شما هنوز هیچ كدام از دست‌هایش را بر دیگری ترجیح نمی‌دهد، لازم نیست نگران شوید.

 

 

 

بازی‌های آبی نیز در این سن برایش جالب هستند و موجب افزایش هماهنگی بین اعضای بدن كودك می‌شوند. بهتر است كودك را مرحله به مرحله با آب آشنا كنید و برای این كار، از خود كودك كمك بگیرید. بعضی از بچه‌ها دوست دارند كه سرشان را زیر آب ببرند، اما این كار برای برخی دیگر دشوار به نظر می‌رسد و مدتی زمان می‌برد.
بازی کودک

 

بعضی‌ها از آب بازی خوششان می‌آید، اما بعضی دیگر دوست دارند كه آرام، با دست یا پا با آب بازی كنند. بیشتر كودكان احساس شناور بودن برسطح آب را دوست دارند. اما سعی كنید بفهمید كه او از چه چیزی خوشش می‌آید یا با چه كاری راحت‌تر است و از همان جا شروع كنید.

 

 

 

لازم به یادآوری است كه حفظ امنیت كودك در آب خیلی مهم است و حتی اگر كودكتان در وان حمامش در آب نشسته و سرش بیرون است، در كنارش بمانید، زیرا وزن سر كودكان بیشتر از تنه‌شان است و ممكن است كودك در یك لحظه بچرخد و سرش زیر آب برود یا به جایی بخورد، بدون این‌كه جیغ و فریاد بزند یا گریه كند. پس با این تصور كه اگر شما چند دقیقه او را ترك كنید و اگر اتفاقی بیفتد با شنیدن صدای گریه خودتان را به او می‌رسانید، خطر نكنید.البته اگر احساس می‌كنید او میلی به بازی‌هایی از این دست ندارد، بهتر است او را وادار به این كار نكنید تا وقتی بزرگ‌تر شد، به آب علاقه بیشتری پیدا كند.

 

 

 

منبع : چهار دیواری

 

[ شنبه 21 خرداد 1390 ] [ 20:15 ] [ مامان مریم ] [موضوع : تربیتی] [ ]
فرزندي شادمان

راه‌هاي تقويت بهداشت رواني فرزندان:

- اگر با ناراحتي‌هاي رواني کودکان، نوجوانان و جوانان روبرو شديم با حوصله و متانت آن‌ها را رفع کنيم و از تصميم‌هاي عجولانه بپرهيزيم.

- در ناراحتي‌هاي شديد، درد دل و گريه کردن باعث تخليه ي رواني و آرامش مي‌شود، در اين شرايط از يک دوست صميمي مي‌توانيم کمک بگيريم.

- مشارکت‌جو باشيم تا دوستان جديد بيابيم.

- از مشاهده فعاليت‌هاي جديد فرزندانمان لذت ببريم.

- با پرورش ابعاد روحي، معنوي و مذهبي شخصيت خود و فرزندانمان ، به سلامت رواني بالا تري دست يابيم.

- با احترام به ديگران به بهداشت رواني خود و ديگران کمک کنيم.

- زمينه‌هاي اعتماد را فراهم کنيم.

- به احساسات فرزندانمان توجه کنيم و ويژگي‌هاي آن‌ها را بشناسيم.

- محيط زندگي را در حد توان جذاب و پر نشاط کنيم.

- فرصت‌هاي مناسب براي بروز احساسات و شخصيت فرزندانمان ايجاد کنيم.

- به دست آوردن بهداشت رواني منوط به روبرو شدن با واقعيت، سازگار شدن با تغييرات، ظرفيت داشتن براي مقابله با اضطراب‌ها، کم توقع بودن، احترام قائل شدن به ديگران و ... است؛ بکوشيم اين شرايط در خانواده فراهم شود.

- رفتار والدين در خانواده بگونه‌اي باشد تا فرزندان، خود را در زندگي شاد، خوشحال و فارغ از گرفتاري‌ها احساس کنند.

- هميشه احساس موفقيت و ارزشمندي خود و اعضاي خانواده را بيان نماييم.

- با انجام فرائض ديني و رفتارهاي صحيح، فرزندان را متوجه کنيم که مذهب تامين کننده ي بهداشت رواني است.

- هر چه بتوانيم با جامعه و افراد آن سازگاري بيشتري داشته باشيم، از بهداشت رواني بالاتري برخوردار خواهيم بود.

- به جاي گريز از سختي‌ها و مشکلات، بايد قدرت عمل و تفکر خود را در مقابله با آن‌ها افزايش دهيم تا خود و اعضاي خانواده به شادي، صفا و آرامش برسيم .

- به دستورات الهي به خوبي عمل کنيم تا از هر گونه خود‌خواهي، بدبيني، تنهايي و نگراني مصون باشيم.

- به فرزندان بياموزيم که حتي در تجربه‌هاي تلخ زندگي نيز فرصت‌هاي خوبي وجود دارد که بايد کشف کنيم و در زندگي بکار بگيريم.

- به فرزندان آموزش دهيم به جاي سرکوب کردن احساسات آزاردهنده، مثل حسادت، کينه‌توزي و ... آن احساسات را به گونه‌اي صحيح بيان و خود را تخليه کنند.

- براي اصلاح رفتار فرزند هرگز از شيوه ي تحقير و سرزنش استفاده نکنيم، بلکه با مطرح کردن نقاط مثبت آن‌ها، ضعف‌هايشان را نيز گوشزد کنيم.

- اگر اميد داشتن را به فرزندانمان بياموزيم هميشه از سلامت رواني برخوردار خواهند بود؛ «اميد يعني احساس جاودانگي و پيروزي در همه‌ي لحظات».

- در مقابل فرزندان از ديگران بدگويي نکنيم و اگر به منظور پيشگيري از خطرهاي احتمالي، معايب افراد نا به هنجار را مي‌گوييم، به آن‌ها خاطرنشان کنيم که «اين رفتار آن افراد است که بد است، نه خود آن افراد».

- در عين تکريم شخصيت و ابراز محبت و توجه به فرزند، در اصلاح رفتارهاي ناپسند او تلاش کنيم تا خويشتن‌پنداري مثبت که رمز بهداشت رواني است در فرزندمان تقويت شود.

- فرزندان را به نوع رفتارهايي که از آنان انتظار داريم آشنا کنيم.

- هنر ارتباط سالم و موثر با ديگران را خودمان بياموزيم و به فرزندان نيز آموزش دهيم.

- انتظارات خود و اعضاي خانواده را با واقعيات تطبيق دهيم.

- در مواقع ضروري سعي کنيم به موقع از ديگران کمک بگيريم. برخي از مشکلات را به تنهاي نمي‌توان حل کرد، در اين‌گونه موارد بهتر است از مشاور يا روانشناس ياري بخواهيم.

- با اتکا به خداي بزرگ نقطه‌ي اطمينان بخشي را پيدا مي‌کنيم که موثرترين داروي شفابخش نگراني‌ها و اضطراب‌هاي ماست، با ياد خدا و رشد معنويت در خانواده، بهداشت رواني خود و اعضاي خانواده را بيمه کنيم.

iranerooz.com

[ پنجشنبه 8 ارديبهشت 1390 ] [ 10:16 ] [ مامان مریم ] [موضوع : تربیتی] [ ]
آداب بهداشتی در كودكان

 قبل از دو سالگی نمی توان استفاده از توالت را به كودك آموزش داد زیرا كنترلی بر روده و مثانه ندارد. بسیاری از كودكان بین سنین 2 تا5/2 سالگی در طول روز خشك و تمیز می باشند ممكن است پسرها كمی دیرتر مثلا سه سالگی اینگونه باشند. بنابراین اشكالی ندارد اگر تا قبل از سه سالگی او را پوشاك كنید. تولد نوزاد جدید در خانواده ، دندان در آوردن یا بیماری و مواردی دیگر ممكن است دلیل این پدیده باشد. اگر شما مشاهده كردید این وضعیت برای مدت زمانی ادامه دارد بهتر است موضوع را به پزشك گزارش دهید ، پسر بچه ها دیرتر از دختر بچه ها می توانند مثانه خود را كنترل كنند با این حال شب ادراری تا سن 5 سالگی طبیعی به نظر می رسد در برخی موارد این پدیده جنبه ارثی دارد.


نگرانی و اظطراب یكی از عواملی است كه ممكن است این پدیده را در كودكان و حتی نوجوانان تشدید كند. با این حال نوشیدنیهایی مانند چای ، نوشیدنی های گازدار و ... در هنگام شب به كودك ندهید زیرا این مایعات مثانه را تحریك می كنند. هرگز با كودك خود با عصبانیت برخورد نكنید و سعی كنید با آرامش با او كنار بیایید ، تغییر رختخواب نمی تواند مفید باشد شما باید در این زمینه صبور باشید.


همانگونه كه اشاره شد فشارهای روحی و روانی یكی از دلایل این پدیده است در مواردی دیگر احتمالا عفونتها ، بیماریها یا تولد نوزاد جدید در خانه از جمله دلایل پدیده ی شب ادراری باشند.

وقتی احساس كردید موضوع غیر طبیعی است باید به دكتر مراجعه كنید.

برای بهداشت و سلامتی باید ناخنهای بلند كودك را كوتاه كنید ، اگر از این كار خودداری می كند بهتر است زمانی كه مشغول تماشای تلویزیون یا فیلم و كارتون است یا كتابها را ورق می زند یا زمانی كه خواب می باشد این كار را انجام دهید.

هر موقع فكر می كنید باید موهای سر كودكتان را اصلاح كنید اینكار را انجام دهید ، اگر از رفتن به آرایشگاه خودداری می كند اصرار نكنید ، بهتر است در خانه موهایش را اصلاح كنید. البته قبل از هر چیز باید آمادگی داشته باشد ، در مقابل كودكتان شروع به مسواك زدن كنید ، با این عمل هم آموزش استفاده صحیح از مسواك را به او یاد می دهید و هم اینكه او را تشویق به مسواك زدن می كنید.


اگر دوست دارد در مقابل آینه مسواك بزند شرایط را برای او فراهم كنید. مثلا او را در انتخاب مسواك آزاد بگذارید آیینه را با قد او تنظیم كنید. شاید با این عمل بیشتر به مسواك زدن علاقمند شود.

برخی كودكان دوران شیرخوارگی را پشت سر گذاشته اند اما هنوز از پستانك استفاده می كنند یكی از دلایل این پدیده ممكن است در نتیجه این باشد كه در مواقع غیر ضروری به او پستانك می دادند. با این حال اگر باداد و فریاد پستانك خواست هرگز به او پستانك ندهید زیرا با این عمل بازخورد مثبت دریافت می كند و ممكن است در مقابل مقاومتهای بعدی شما دوباره هم با استفاده از داد و فریاد پستانك طلب كند. سعی كنید چیزهای دیگری به كودك بدهید تا پستانك را فراموش كند اما اگر كودكتان در شرایط روحی و روانی بدی قرار دارد به وی پستانك دهید.


اگر كودك شما از حمام كردن خودداری میكند با تدابیری ساده می توانید او را به حمام كردن علاقمند كنید. مثلا بگذارید تا خودش شیر آب سرد و گرم را تنظیم كند یا خودش زیر دوش آب برود و آب را باز كند. شما می توانید اسباب بازیهای سرگرم كننده ای در داخل حمام بگذارید مثلا قایقهای كوچك پلاستیكی و اسباب بازیهای پلاستیكی و آبی.


اجازه دهید كودك بر روی موهایش شامپو بریزد ، هیچ گاه با عصبانیت با او برخورد نكنید ، سعی كنید صبور باشید و با آرامش با كودكتان كنار بیایید. اگر كودك شما مقاومت می كند با او معامله كنید ، مثلا به او بگویید اگر از نحوه ی حمام كردنش رضایت داشتید او را به پارك می برید یا كتاب برایش می خرید.

سعی كنید با توضیحات مناسب و مطلوب به كودك خود یادآوری كنید كه چه موقع دستهایش را بشوید مثلا بعد از توالت یا بعد از گل بازی و تمام شدن بازی و ...

پایگاه فرهنگی هنری تکناز

[ پنجشنبه 8 ارديبهشت 1390 ] [ 10:13 ] [ مامان مریم ] [موضوع : تربیتی] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 8 صفحه بعد